ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
10) آیا من به خود و دیگران از نظر فیزیکی، عاطفی و روحانی آزار رسانده ام؟
.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
زیانها و خسارتهایی که ما به خود، اطرافیان و حتی دنیای خود زدیم، غیر قابل انکار است. ما با هر رابطه ی شهوانی و یا روابط عاطفی بیمارگونه، تاثیراتی بجا گذاشتیم که برخی جبران پذیر نیست.
این پرسش مرا بیشتر با بیماریم و خطر بیماری روبرو میکند. پاسخ به این پرسش قدم مثبت رو بجلویی برای درک بیشتر ماهیت بیماری و عجز برای ما به ارمغان می آورد.
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
بله.شهوت همانطور که در کتاب گفته شده عشق را میکشد.من به دلیل این بیماری به خودم از لحاظ مادی و عاطفی و جسمانی صدمه زیادی زدم.درد زیادی را متحمل شدم.دیگران هم متقابلا بخاطر اعمال من ازار دیدند.ما چنان مست مخدرمان بودیم که به نیازهای اطرافیان بی توجه شده بودیم و در کارم نمیتوانستم متمرکز شوم و یا حقم را نمیتوانستم بگیرم.خدا را شکر با ان دیوانگی نیاز نیست زندگی کنم.در یکی از سوالات امده بود دنبال چه نتیجه ای از برنامه هستید.من دنبال هیچ نتیجه ای نیستم.فقط میخواهم برنامه را کار کنم چرا که اگر هدفمان از انجام برنامه ارامش یا روحانیت یا موفقیت باشد بزودی پس از رسیدن یا نرسیدن به ان برنامه را ترک میکنیم اما اگر هدف فقط انجام برنامه باشد ان زندگی شادی را که اس ای وعده میدهد تجربه میکنیم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 30
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2016Mar
اول از همه خودم ازار شدم . منزوی شدم چون همیشه می ترسیدم از اینکه کسی از آنچه در کله من می گذرد باخبر شود. همیشه باید مواظب می بودم که رفتارم و حرف هایم دستم را رو نکند. نقاب می زدم چون به نظرم می آمد فقط منم که اینقدر کله ام پر از میل به شهوت است. ظاهر سازی کار طاقت فرسایی بود که خسته ام کرد. کسانی که به من دل می بستند هم سرخورده می شدند.