ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
بله یک عشق کودکانه نسبت به یکی از همسایگان!همان هم مرا ازار میداد چرا که خیلی بچه بودم اما وقتی او را که مث خود من بچه بود نمیدیدم احساس کمبود میکردم!ان موقع ۱۴ سال داشتم و فکر کنم شروع نابسامانیهایی که پشت سر گذاشتم از انجا استارت خورد با اینکه هیچوقت با شخص مورد نظر همکلام نشدم اما کله ام مدام در کش و قوس بود و فکر میکنم علتش دیدن فیلم های عاشقانه و رمانتیک بود که اصلا مناسب سن من نبود
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 142
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
35
اولین رابطه ی ک من بهش وابسته بودم یه رابطه ی بود تو زهنم شکل گرفته بود و همیشه تو زهنم با این اشخاص حرف میزدم و وابسته بودم ,این اشخاص از فیلمهای ک توی تی وی میدیم نشت گرفته بود ,در واقع من یه جورای تحت تاسیر فیلمها بودم .ک مسلا فیلمه یه شخصیت اقایی داشت خیلی حامی زنش و خانوادش بود و من خودمو تو اون روابط تو زهنم جا می زدم ,بیشتر هم دوس داشتم حامی ادما باشم ...واقعا عالمی واسه خودم داشتم هههههه
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
در کودکي به دليل احساسات پاکي که در نهاد هر کودک هست به هر محبتي وابسته مي شود کما اينکه که همه مي دانند که کودک مرغ محبت است و با هر محبتي جذب مي شود ، پس وابستگي هاي کودکيم همه يا از محبت ديدن نشات مي گيرند يا تخيلات مهربانانه ذهن خودم ، و من در کودکي بيشتر به خواهر بزرگم وابستگي شديد داشتم و او يک لحظه آرامش و اوقات فراغت براي خود نداشت چون من او را و محبتش را فقط براي خودم مي خواستم .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
من صادقانه بگم اولین رابطه رومانتیک من که بخصوص تو ذهنم وابسته شدم به یک جنس موافق بودکه از من وخیلی ها دیگه زیباتربودومن تو درونم با اون زندگی میکردم.کمی بزرگتر شدم به یک جنس مخالف که سالیان سال اورا ندیدم اما هنوز تو درون من داره زندگی میکنه.