امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مثل تو
#1
دلتنگی های من به تو رفته اند

آرام می آیند

در سینه می نشینند

دیگر نمی روند
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
پاسخ
#2
ین روزهــــایم به تظاهر می گذرد

تظاهر به بی تفاوتی،

تظاهر به بی خیـــــالی،

به شادی،

به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست

اما . . .

چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#3
ای رفته زدل، رفته زبر، رفته زخاطر!

برمن منگر؛ تاب نگاه تو ندارم

برمن منگر؛ زانکه به جز تلخی اندوه

در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم



ای رفته زدل، راست بگو، بهر چه امشب

با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟

گرآمده ای از پی آن دلبر دلخواه

من اونیم، او مرده و من سایه اویم!



من او نیم آخر دل من سرد و سیاه است

او در دل سودازده از عشق، شررداشت

او درهمه جا، با همه کس، در همه احوال

سودای تو را ای بت بی مهر، به سرداشت!



من او نیم این دیده ی من گنگ و خموش است

در دیده ی او آن همه گفتار، نهان بود

وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ

مرموزتر از تیرگی شامگهان بود



من او نیم آری، لب من_ این لب بی رنگ_

دیریست که با خنده ای از عشق تو نشکفت

اما به لب او همه دم خنده ی جان بخش

مهتاب صفت برگل شبنم زده می خفت



برمن منگر؛ تاب نگاه تو ندارم

آن کس که تو می خواهیش از من به خدا مرد!

او در تن من بود و ندانم که به ناگاه

چون دید و چه ها کردو کجا رفت و چرا مرد!



من گور وی ام، گور وی ام، برتن گرمش

افسردگی و سردی کافور نهادم

او مرده و در سینه ی من، این دل بی مهر

سنگی است که من بر سر آن گور نهادم.
پاسخ
#4
[/b]




زلال باشید...پرندگان به برکه های آرام پناه میبرند؛
و انسانها به دلهای پاک،
زیرا دلهای پاک همچون برکه های آرام اند،
و دیگران بدون هیچ وحشتی به آنها اعتماد میکنند،
پس خوشا بحال کسانی که مایه آرامش دیگران هستند...



.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
                                  من  اون روز سفید می پوشم
                                                                 وتو سیاه
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان