امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هرگز یـــــاد نمی گرفتیــــم !!
#1
برخی آدمــــها به یک دلیل از مسیر زندگی ما مـیگذرند و میروند

تـا به مـا درسهایی بیاموزند

که اگـــــر می ماندند

هرگز یـــــاد نمی گرفتیــــم !!


♥ زنده یاد خسرو شکیبایی ♥
پاسخ
#2
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﺳﺖ ...
ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﺍﺯﺧﻮﺩ ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ...
ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ...ﻫﯿﭻ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ...
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#3
مزرعه ای که حتی یک گندمش هم سهم من نمی شود،
چه فرقی می کند با سگ پاسبانی شود یا با مترسک . . .


درخت غم به جانم کرده ریشه
به درگاه خدا نالم همیشه
رفیقان قدر یکدیگر بدانید
اجل سنگ ست و آدم مثل شیشه . . .


برای شب پیری در روز جوانی باید چراغ تهیه کرد
(پلوتارک)
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#4
وقتی از چیزی میترسی خود را در آن بیفکن ، زیرا گاهی ترسیدن از چیزی از خود آن ترسناک تر است

به مردم این شهر نگو "غلامتم" ساده اند"باور میکنند تو را میفروشند.......
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#5
پیری شاید از اونجایی شروع میشه ؛
که از یکسری از آرزوهات منصرف میشی.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#6
افرادی که با ما هم عقیده هستند به ما آرامش می دهند
و افرادی که مخالف با عقیده ی ما هستند ، به ما دانش . . .
پاسخ
#7
مردانی را میشناسم که هنگام عصبانیت
داد نمیزنند
ناسزا نمیگویند
نمیزنند
نمیشکنند
...تهمت نمیزنند
کبود نمیکنند
خراب نمیکنند
تنها سیگاری روشن میکنند و در آن میسوزانند تمام خشم و اندوه خودرا
تا مبادا به کسی که دوستش میدارند از گل کمتر گفته باشند...
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#8
[size=large]تاوان حرفهایی که نمی تونی بگی تارهای سفیدیه که یه شبه لا به لای موهات به وجد میاد . Sad[/size]
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#9
خسرو شكيبايي گفته : 
 ماهي هي ميخواست يه چيزي بهم بگه ، تا دهنشو باز ميكرد ، آب ميرفت توي دهنش و نميتونست بگه !! 
 دست كردم تو آكواريوم درش اوردم ، شروع كرد از خوشحالي بالا پايين پريدن ..
 دلم نيومد دوباره بندازمش اون تو ...اينقدر بالا پايين پريد تا خسته شد ..
 خوابيد ..ديدم بهترين موقع است تا خوابه دوباره بندازمش توي آب ...
 ولي الان چند ساعته ، بيدار نشده ...يعني فكر كنم بيدار شده ..ديد انداختمش اون تو ، قهر كرده و خودشو زده به خواب !!...
 اين داستان رفتار بعضي از ما با ادمهاي اطرافمونه ....
 دوستشون داريم و دوستمون دارند
 ولي ، اونا را نمي فهميم ...
 فقط تو دنياي خودمون داريم بهترين رفتارها را با اونا ميكنيم ...
 

 
   
     خدا را دوست دارم ....
      ***********  ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين  بخنداند ....
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان