امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
19 اردیبهشت
#1
وقتی تراز نامه قدم چهارم را می نوشتم ، شب و روز به همراهم یک دفترچه یاد داشت داشتم نمیخواستم هیچ چیز را فراموش کنم . اولین عیب خود را پیدا کردم "وسواس" هنوز هم یک ربع قبل از شروع گام پنجم مشغول نوشتن بودم . وقتی این گام را برداشتم و نوشته هایم را بلند خواندم ، برخی از الگوهای نوشتاری برای اولین بار برایم روشن شد . رفتار من درست مثل رفتار الکلی بود . تنها تفاوت این بود که من با آگاهی کامل خود را بیمار کردم . با آگاهی کامل فهمیدم که تا به حال چقدر دیگران را بخاطر حوادث زندگیم سرزنش کرده ام . چطور همه چیز را به تنهایی تعبیر میکردم . و چطور عکس العمل من نسبت به فرد الکلی بر پایه ترسم بوده . روز بعد انتظار داشتم احساسم متفاوت شده باشد اما هیچ اتفاقی نیفتاد جز اینکه احساس خستگی و شکنندگی میکردم . اما تغییرات شروع شد . با مرور زمان ، وقتی در شرایطی مثل شرایط قدم چهارم قرار می گرفتم . متوجه میشدم که عکس العمل هایم کمی منطقی تر شده ، چیز هایی که من را به شدت ناراحت میکرد دیگر برایم مهم نبود . درست در این زمان بود که تغییرات شروع شد

یاد آوری امروز

اکنون در طی این 12 گام طبیعت وجود خود را درک کرده ام . اطمینان دارم که هر آنچه را اکنون بایست بدانم ، برایم آشکار شده و بقیه را به آینده سپرده ام . من ارزش دانستن این موضوع را دارم . " وقتی گام پنجم را بر میداریم تصمیم گرفته ایم که عوض شویم
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
                                  من  اون روز سفید می پوشم
                                                                 وتو سیاه
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  1 اردیبهشت mehdiast 0 985 2014-01-31، 08:06
آخرین ارسال: GOMNAM
  2 اردیبهشت mehdiast 0 881 2014-01-31، 08:04
آخرین ارسال: GOMNAM
  3 اردیبهشت mehdiast 0 925 2014-01-31، 08:03
آخرین ارسال: GOMNAM
  4 اردیبهشت mehdiast 0 868 2014-01-31، 08:03
آخرین ارسال: GOMNAM
  5 اردیبهشت mehdiast 0 833 2014-01-31، 08:02
آخرین ارسال: GOMNAM

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان