ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
متبرک کسی است که از همه چیزهایی که خداوند برایش پیش می آوردمسرور می شود.
اودر امور کوچک ومهم زندگی شاد است.به دنبال اقتدار نیست.
از کارهای کوچک روی بر نمی گرداند.
فقط می خواهد که خواست خدارا به انحام برساند.
همانند فرمانروای کرلا شاد است و در نعمت های قصر زندگی می کند.
زیرا قلبش فقط در معشوقش غرق است.
مانند کبیر در میان مشقات زندگی ومحرومان عشق می ورزد.
چنین اشخاصی در قلمروی زندگی می کنند که از هر گوشه اش ،از هر برگ وگلش نجوای اسرارآمیزی بر می خیزد.
«خداوندا!بادا که خواست «تو»تحقق پذیرد.»
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
2014-01-13، 10:05
(آخرین ویرایش: 2014-01-13، 10:05 ، توسط mehdiast.)
پروردگارا: مرا ياري كن تا در كمال فروتني و خويشتنپذيري خودم را از تارهاي انکار و غرورم كه مرا به بیماری خودم پيوند ميزند، رها سازم و با آزادي و رهايي از دشمن ديرينم كه غرور و انکارم ميباشد، به سمت تو حركت كنم! خداوندا: مرا كمك كن تا با آزادي از خود، خودم را به تو واگذار كنم، تا آرامش خاطر و نشاط ابدي را تجربه كنم. امروز ميخواهم با تمرين كردن، قدرت عشق خداوند را در وجودم تقويت كنم. براي اين كار ميخواهم خارج از تعارفات معمول، ديگران را دوست بدارم. ميخواهم دريچه قلبم را به روي جهان هستي و مخلوقات خداوند باز كنم. آيا امروز قادر خواهم بود كه خواست خداوند را در رابطه با خودم و ديگران اجرا كنم تا درونم را از كينهها و رنجشهای فکر بیمارم خالي كنم؟ امروز خداوند را سپاس ميگذارم كه مرا در مسير بهبودي به سوي عشق به خودم و همنوعانم در قالب خدمتگزاري و عشق به خودم كه خويشتنپذيري است رهسپار و راهنمایی ميكند. آيا براي قدرت عشق خداوند که در رگهایم جاری شده است، او و اصول خودیاری برنامه را که در شکل تجربه و جلسات به من و همدردانم ایجاد شده است، او را شكرگزاري ميكنم؟
اوّل خودت را بپذير و دوست داشته باش!
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
30خرداد از کتاب اندیشه امروز a day at a time
اگر ما خواهان لغزش نباشيم از رفتن به مكانهاي خطرآفرين پرهيز خواهيم كرد. براييك آدم الكلي اين به معناي اجتناب از رفتن به رستورآنهاو ميهمانيهائي است كه درآن مشروب نوشيده ميشود.براي يك آدم چاق نديده گرفتن شيرينيهاي دلخواه در يك شيريني فروشي، براييك قمار باز پرهيز از دورههاي دوستانه پوكر و مسابقات اسبدواني و براي يك معتاددوري از هر گونه مكاني كه دود و دم براه است براي من شرايط عاطفي ويژهاي ممكناست كه خطرناك باشد. انكار و نديده گرفتن يك فكر و ايده كهنه ميتواند به اندازهيك كينه پرورش يافته به لغزش من كمك كند.آيا من اصول برنامه را در هر موقعيتي كه هستم بكار ميبندم؟آيا من پس از مدتي مشاركت در برنامه تحت تأثير غرور كاذب درصدد امتحان كردنخود بر ميآيم؟آيا من ميدانم كه اين تست كردن اراده و امتحان كردنها تا چه ميزان ممكن استخطر آفرين باشند بخصوص در زماني كه وسوسه نيز آنرا همراهي ميكند؟آيا من از افرادي كه به مسئوليت خود در مقابل يك معتاد بهبود يافته آگاهي ندارنداحتراز مينمايم؟
«از جاهاي لغزنده دوري گزين»
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست