امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فقط برای امروز نهم خرداد
#1
9 خرداد دلتنگی در برابر تنها بودن

«مشارکت کردن با دیگران مانع از احساس انزوا و

تنهایی ما میشود.»

کتاب پایه

v

بین تنها بودن و دلتنگ بودن تفاوت وجود دارد. دلتنگ بودن وضعیت عاطفی قلب است، خلایی که موجب احساس ناراحتی و گاهی نومیدی در ما میشود. دلتنگی همواره از طریق برقراری رابطه با دیگران یا قرار گرفتن در جمع آنها تسکین مییابد. برخی از ما حتی در اتاقی پر از جمعیت نیز دلتنگ هستیم.

بسیاری از ما از روی دلتنگی شدید ناشی اعتیاد خود به معتادان گمنام آمدیم. پس از شرکت در جلسات شروع به پیدا کردن دوستان جدید میکنیم و در اکثر اوقات احساس دلتنگی ما بر طرف میشود. اما بسیاری از ما باید در سراسر دوران بهبودی خود با دلتنگی دست و پنجه نرم کنیم.

راه درمان دلتنگی چیست؟ بهترین راه درمان، برقراری رابطه با نیرویی برتر است که میتواند به ما در پر کردن خلأ قلب خود کمک کند. متوجه میشویم وقتی به نیرویی برتر ایمان داریم، هرگز نباید احساس دلتنگی کنیم. وقتی با خداوندی که درک میکنیم ارتباط آگاهانه داریم، میتوانیم در تنهایی خود راحتی بیشتری داشته باشیم.

وقتی در بهبودی پیشرفت میکنیم اغلب در تعامل خود با دیگران رضایت کامل پیدا میکنیم. با این وجود، همچنین درمییابیم هر چه به نیروی برتر خود نزدیکتر میشویم، کمتر نیاز پیدا میکنیم خود را در جمع دیگران قرار دهیم. وقتی به بررسی و عمیق کردن ارتباط خود با نیرویی برتر ادامه میدهیم، به تدریج روحی را در درون خود پیدا میکنیم که همدم دائمی ماست. متوجه میشویم از نظر روحانی با چیزی بزرگتر از خود مرتبط شدهایم.

v

فقط برای امروز: در ارتباط آگاهانه خود با نیرویی برتر آرامش پیدا میکنم. من هرگز تنها نیستم.
پاسخ
#2
انسان !تو چه هستی؟
آیا بهتر از موجوداتی ،که بر خاک می خزند؟
ازنیروی خود لاف مزن وبه آن تکیه مکن.
قدرت ونیروی تو چون شن های صحرا هستند.فقط به خدا تکیه کن.
در همه ی نیاز ها وخواسته ها به «او» روی کن.
وآنگاه هیچ چیز کم نخواهی داشت.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#3
وقتي به گذشته‌ام برمي‌گردم و برخورد غير انساني و غير اصولي و غیر مسؤلانه‌ام را با طبيعت و موجودات آن نگاه مي‌كنم، خیلی متعجب و متأسف مي‌شوم. چون هيچ دليل موجهي براي اعمالم پیدا نمی‌کنم و اين عملكردم كه چرا حق زندگي را از موجودات جان‌دار مانند: گنجشك‌ها، كبوتران، گربه‌ها و مامولك‌ها و دارو درخت و گل و بوته گرفته‌ام، پيدا نمي‌كنم. برخورد بيمار گونه‌ام با طبيعت و محيط زيست از روي كينه و آزردگي كه بيشتر وابستگان را به ستوه مي‌آورد، بوده است. شكستن شاخ و برگ درختان، آلوده كردن دشت و جنگل و رودخانه و دريا و استخر و سونا و ريختن ته سيگار روي زمين و محل زندگي خودم و دیگران و محل زیست دیگران هم نمونه‌هاي ديگري از اين كارهاي ناشايست بود، كه از من سر مي‌زد. آيا اصول زندگي جديدم و رهايي از اسارت‌هاي وابستگي و هم‌وابستگی قدرت ديدن محيط زیست و جهان را به من داده است؟ آيا حق زندگي كردن را به موجودات خداوند مي‌دهم؟ آيا درك كرده‌ام كه ديگران و موجودات دیگر هم حق زندگي كردن و لذت بردن در دامان طبيعت را دارند؟ خداوند را به خاطر احساس لذتي كه در كنار موجودات ديگر دارم شكر مي‌گويم.
طبيعت دوست داشتني است!
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
                                  من  اون روز سفید می پوشم
                                                                 وتو سیاه
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  فقط برای امروز-بیست وهشتم خرداد mahla 6 5,106 2015-06-18، 04:41
آخرین ارسال: ARSAM
  فقط برای امروز-بیست وهفتم خرداد mahla 6 6,014 2015-06-17، 02:25
آخرین ارسال: ARSAM
  فقط برای امروز-بیست وششم خرداد mahla 6 5,259 2015-06-16، 01:58
آخرین ارسال: ARSAM
  فقط برای امروز-بیست وپنجم خرداد mahla 6 4,007 2015-06-15، 02:14
آخرین ارسال: ARSAM
  فقط برای امروز-بیست وچهارم خرداد mahla 6 4,762 2015-06-14، 02:34
آخرین ارسال: ARSAM

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان