ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
انکار ان قسمت بیماری من است که به من میگوید بیمار نیستم'انکار راهی برای فرار از حقایق بود'مثلا شب امتحان تازه شروع به درس خواندن میکردم و وقتی نمره کم می اوردم گردن معلم مینداختم که با من لج بوده و به من نمره نداده'من میگفتم:بیست گرفتم! به من صفر داد! یا میگفتم: قبول شدم!مرا تجدید کرد!''''''' اینها تنها نمونههایی از انکار من بود
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
انکار بعنی اینکه میدونم خودم دارم اشتباه میکنم ولی باز هم خیلی قشنگ خودم رو گول میزنم
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
انکار یعنی صداقت نداشتن.بیل ویلسون بنیانگدار برنامه های 12 قدمی میگوید که در برنامه بهبودی دو عده موفق نمیشوند اول انهایی که صادق نیستند و دوم انهایی که از مشکلات روحی و روانی شدید رنج میبرند.حتی دسته دوم قابل به بهبودی اند به شرطیکه صادق باشند.پس صداقت اولین اصل لازم برای بهبودی من است
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 142
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
35
انکار یعنی ب خودمون فرصت دیدن واقعیتها رو نمیدیم .
باید در بیماریمون اگاهیهای لازم رو پیدا کنیم تا بتونیم پرده انکاررو بزنیم کنار.
یکی از انکارهای ک من داشتم این بود تو برخورد با دیگران تند ونیش دار حرف میزدم و زمانی ک دوس داشتم با دیگران خوب برخورد میکردم .و همه جا هم میگفتم من خوش اخلاقم در صورتی ک من واقعیت خودمو نمیدیدم .من قضایا رو اونطوری ک میخواستم میدیدم و واقعیت رو نمیدیدم.
ارسالها: 924
موضوعها: 113
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Aug
اعتبار:
75
انکار آن قسمت از بیماری من است که به من میگوید : "توبیمار نیستی"
در این حالت قادر به درک بیماری ام نیستم و سعی میکنم تا عوامل بیرونی را مقصر نشان بدهم ،
مشخصه ی اصلی انکار بیماری ام، توجیه و بهانه و گاهاً فرافکنی هستش و این یعنی اینکه :
توجیه و بهانه ؛ درواقع "معمار و سازنده ی دیوار انکار" است ... !
وقتی اعمالمون رو توجیه میکنیم ، یعنی در حقیقت در حال قانع کردنِ خودمان هستیم و میخواهیم به خودمون بقبولونیم که همه چیز سرجای خودش قرار داره...!!!
و وقتی که در حال بهانه آوردن هستیم ، هدفمان قانع کردن دیگران است... !!!
پروردگارا ! از حمایت بیکرانت بی نهایت سپاسگزارم !!
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
انكار، مكانيزم و سازوكاری دفاعی است كه معتادان برای متقاعد ساختن خود و ديگران مبنی بر اينكه مواد مخدر مشكلی برای آنها ايجاد نمی كند از آن استفاده می كنند. حتی خود آنها نيز نمی دانند كه سرگرم انكار کردن اعتياد خود هستند، چون مصرف مواد مخدر توانائی فكر كردن منطقی آنان را مختل كرده است. انكار كردن سبب می شود تا با وجود همه مشكلات و مصائبی كه مواد مخدر برای فرد مبتلا و نزديكانش پديد آورده است، آنها مصرف اين گونه مواد را ادامه دهند. ” اعتياد تنها بیماری است كه فرد مبتلا را متقاعد می کند که بیمار نیست.” انكار کردن روشی است كه فرد مبتلا به بيماری اعتياد برای اجتناب از پذيرفتن واقعيت دردناک بيماری اش در پيش می گيرد. از آنجا كه آنها از اعتراف به معتاد بودن خود به شدت وحشت دارند، نمی توانند اين مسئله را به راحتی بيان کنند. نكته ديگر اينكه انكار باعث می شود تا معتادان در دنيایی تخيلی و بدور از واقعيت زندگی کنند، دنیایی كه با وجود تحمل درد و رنج فراوان در آن، باز هم احساس آرامش و امنيت می کنند. بايد توجه داشت كه همين انكار است كه معتادان را در بند بیماری اعتیاد اسیر نگاه می دارد. تا زمانی كه فرد مبتلا به بيماری اعتياد به عنوان شيوه ای دفاعی از انكار استفاده کند، در برابر مواد مخدر هیچ قدرتی نداشته و برده ای بيش نخواهد بود.
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
. انکار برای من اینجوره بیماری من یک مشکل واهی والکی برام درست میکنه که روح وجسم وفکرم همش درگیر ان مشکل میکنه و مشکل اصلی زندگیم فراموش میکنم.من مشکل مالی داشتم ولی جوری حرف میزدم صحبت میکردم لباس میپوشیدم که مشکل مالی ندارم فکر میکردم اگه افکارم پولدار باشه من دیگه پولدارم وهمش نقش ادم پولدار بازی میکردم ولی خوشبختانه الان از انکار بیرون امدم وپذیرفتم مشکل مالی دارم واصلا هم پولدار نیستم وباید تلاش بکنم برای پولداری.
ارسالها: 7
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2015Mar
همیشه ناتوانیهایم را انکار کردم که مورد تمسخر و قضاوت دیگران قرار نگیرم
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
این روزها انکارم تو روابط پیدا کردم فهمیدم من چقدرمیخواستم با خشم ومحبت وبا دوستی همه کنترل بکنم میخواستم همه را راضی نگه دارم من با سلام کردم با همه اینجورمیخواستم همه انهاروکنترل بکنم وفهمیدم درصدزیادی ازروابطم توانکاربودم خداروشکرکم کم دارم ازانکاربیرون میام.
«خدا با ماست»