امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
كمي تا قسمتي حقيقي
#21
[bgcolor=#ffffcc]زمستان رسید و کوه‌های البرز از ترس ِ سرما کاپشن ِ سفیدشون رو بر تن کردند[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#22
[bgcolor=#FFFFE0]گفت: روی قولی که بهم داده وای میسه! :: گفتم: اگر دادیش به من، بذار خودم روش وای میسم.[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#23
[bgcolor=#ffffcc]اجساد ِ یخ زده‌ی قطرات باران یکی یکی از آسمان سقوط می‌کنند :: برف[/bgcolor]

 

 
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#24
[bgcolor=#FFFFE0]آزادی پرنده از قفس هنر نیست! هنر نساختن قفس است[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#25
[bgcolor=#FFFFE0]کسی نمی‌تواند دست به «دامن ِ» مردان شود[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#26
[bgcolor=#FFFFE0]آدم روشنفکر نیازی به نور چراغ ندارد[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#27
[bgcolor=#FFFFE0]یک به صفر گفت: عددی نیستی[/bgcolor]

 
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#28
[bgcolor=#ffffcc]سایه‌ام نور را بیشتر از صاحبش دوست دارد[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#29
[bgcolor=#FFFFE0]سمت راستم نشسته بود، نمی‌توانست چپ چپ نگاهم کند[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#30
[bgcolor=#FFFFE0]اگر قرار بود حیوان باشم، دوست داشتم آدم باشم[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان