امتیاز موضوع:
  • 6 رأی - میانگین امتیازات: 3.17
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
یه چیز به خدا بگو..........
خدایا ...


 نمی خواهم کسی را بیازارم ، آنچنان لطافتی در من قرار ده که پروانه ، گلم پندارد  !
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
خدایا ، بر من این نعمت را ارزانی دار که :
 بیشتر در پی تسلا دادن باشم تا تسلی یافتن

 و بیشتر در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن . . .
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
خدایا بعضی وقتها بد جور کم میارم و از زندگی خسته میشم
پاسخ
[تصویر:  1_--.jpg]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
[تصویر:  435033_7xV0mJhp.jpg]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
♥  خدا جونم   ♥

وقتی تـــــ♥ـــو هوایم را داری هوا هم خوب میشود ...

اصلا هوا هم به هوای تـــــ
♥ـــو خوب میشود ...!!!

 
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
خدايا دلم كه برايت تنگ مي شود
با آنكه مي دانم همه جا هستي
اما به آسمان نگاه مي كنم
چرا كه آسمان سه نشانه از تو دارد
بي انتهاست
بي دريغ است
و چون يك دست و مهربان هميشه بالاي سر ماست
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
الهـي
باز آمديم با دو دست تهي چه باشد اگر مرحمي بر خستگان نهي
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
گفتم: خدایا از همه دلگیرم...

گفت:حتی از من؟

گفتم :خدایا دلم را ربودند...

گفت : پیش از من؟

گفتم :خدایا چقدر دوری...

گفت : تو یا من؟

گفتم: خدایا تنها ترینم...

گفت :پس من؟!

گفتم :خدایا کمک خواستم...

گفت :غیر از من؟

گفتم: خدایا دوستت دارم...

گفت: بیش از من؟؟؟

 
لحظاتتان خدایی.....
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
به تو من خیره می گردم ؛

به این جنگل ...به این برکه ...به خط نور ...

به این دریا ...به رقص آب ...به این افسون بی همتا ...

چه باید گفت؟

کمک کن واژه ها را بر زبان آرم ؛

بگویم لحظه ای از تو ...

از این زیبائی روشن ،از این مهتاب ...

بریزم با نسیم و گم شوم در شب ؛

بخندم با تو لختی در کنار آب ...

زبانم گنگ و ذهنم کور ،

تنم خسته ، دلم رنجور ...

تمام واژه ها قامت خمیده ،

ناتوان ...بی نور ....

سکوت واژه ها درهم تنیده ،

مثل یک آوار ...

من از پیچیده گی ها سخت بیزارم ؛

تو با من ساده می گویی و من هم ساده می گویم :

[bgcolor=#ffff99]" خـدایــا دوسـتـت دارم "[/bgcolor]
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان