ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
هر فکر،
آرزو،
میل،
کلام وعمل کوچک من،
تقدیر مرا می سازد.
پس بگذار همه چیز را با هشیاری انجام دهم.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
من خواهان يك زندگي جديد كه بر اساس ايمان و عشق استوار شده باشد هستم. زندگي گذشتهي من ثابت كرد كه ابزارهاي گذشته فرقي نميكند كه خواسته يا ناخواسته باشد، نتوانست من را از گرداب خفتبار وابستگيها رها سازد، بلكه روزبه روز در عمق وابستگي و هموابستگیها غرق شدم. من بايد درباره تمام افکار و رفتار بيمارگونه خودم عميقاًً فكر كنم. آيا اين طرز تفکر و رفتارها باعث موفقيت من در امرار زندگی شد يا خير؟ آيا ميتوانم با افکار و رفتار و شيوهي عملكردم در برنامه، مؤثر بودن اصول بهبودي و رهايي را در رابطه با انتقال پيام به ساير وابستگان را در خودم با صداقت نمايش دهم؟ خداوندا: من را ياري ده، تا با همدردي و همزباني و همدلي، همدردانم را در راه حل مشتركمان كه رهايي از بيماري وابستگیمان است، ياري كنم. خداوندا: من در هر مرحله از زندگیم، دچار لغزش میشوم، به من قدرت بخشیدن خودم را عطا فرما، من را از خودم بگیر و خودت به اموراتم برس و برکتت را از من کم نکن. من در هر مرحله نیاز به ترحم و الطاف تو دارم، من به راحتی خودم را دور زده و به سمت عادت و وابستگیها گرایش از روی بیاختیاری دارم
سهم من با جاذبهام انتقال داده ميشود!
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
29خرداد a day at a time از کتاب اندیشه امروز
بيماري من برخلاف بيشتر امراض مهمترين نشانهاش «انكار» است بدين معني كهبيماري به من القاء ميكند كه من بيمار نيستم و هيچگونه مشكلي با مواد مخدر ندارم.مانند ساير بيماريهاي بدون علاج از قبيل ديابت و رماتيسم مفصلي عود مجدد يكيديگر از علائم بيماري اعتياد ميباشد.ب در برنامه عود مجدد را ما «لغزش»ميناميم. من از يك چيز مطمئن هستم و آن اين است كه به تنهايي قادرم باعث لغزشخود شوم.آيا من بخاطر خواهم داشت كه فكر به عمل منجر خواهد شد؟ آيا از افكار خطرناكپرهيز ميكنم؟آيا خداوند بمن كمك خواهد كرد كه در مقابل وسوسه مصرف مجدد مقاومت كنم؟آيا من مسئوليت «لغزش» خود را ميپذيرم و سعي بر مقصر جلوه داد ديگراننميكنم؟آيا من قبل از «لغزش» قادرم به افكلري كه در مغز من بوجود آمده و ذهن مرا اشغالكرده توجه كنم و مسئوليت خود را در اين رابطه نديده نگيرم؟ آيا من ميدانم كهبازگشت به زندگي به شيوه گذشته و رفتارهاي معتادگونه به اندازه خود «لغزش»ممكن است خطرناك باشد؟
«هيچ كس ضد لغزش نيست»
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست