امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حسرت
#1
هنوز
حسرت
نگاه هایت را
می خورم
وقتی
که
عاشقانه
مرا
نگاه میکردی
ومن
نگاهت را
نمی دیدم
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
پاسخ
#2
نقاشی سفید



برای اینکه دفتر نقاشیش سفید بود معلم تنبیه اش کرد غافل از اینکه دخترک فقط خدایی رو کشیده بود که همه می گفتند دیدنی نیست...!!
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#3
عضي ﺁﺩﻣﻬــــــﺎ ﯾﻬـﻮ ﻣﯿــﺎﻥ ...
ﯾﻬـﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿـﺘـــــﻮ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯿﮑﻨﻦ ...
ﯾﻬـﻮ ﻣﯿﺸﻦ ﻫﻤــــــﻪ ﯼ ﺩﻟﺨـﻮﺷﯿﺖ ...
ﯾﻬـﻮ ﻣﯿﺸﻦ ﺩﻟﯿـﻞ ﺧﻨــــــﺪﻩ ﻫﺎﺕ ...
ﯾﻬـﻮ ﻣﯿﺸﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿــــﺪﻧﺖ ...
ﻭﻟﯽ ...
ﯾﻬـﻮ ﺑﺎ ﮐﺎﺭﺍﺷﻮﻥ ﮔﻨـــــــــــﺪ ﻣﯿـﺰﻧﻦ ﺑـﻪ
ﺁﺭﺯﻭﻫــــﺎﺕ ...
ﯾﻬـﻮ ﻣﯿﺸﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﻫﻤــــــــﻪ ﯼ ﻏﺼــﻪ
ﻫﺎﺕ ﻭ ﻫﻤـــــــﻪ ﯼ ﺍﺷﮑﺎﺕ ...
ﯾﻬـﻮ ﻣﯿﺸﻦ ﺳﺒﺐ ﺑﺎﻻ ﻧﯿـــﻮﻣﺪﻥ ﻧﻔﺴـﺖ
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#4
ارزویست مرا در دل
که روان سوزد و جان کاهد
هر دم ان مرد هوس ران را
با غم اشک فغان خواهد
هیچ جز حسرت دیدارش
سوختم از غم کی باشد
غم من مایه ازارش
شب در اعماق سیاهی ها
مه چو در حاله راز اید
نگران دیده به ره دارم
شاید ان گمشده باز اید
سایه ای تا که به در افتد
من هراسان بدوم بر در
چون شتابان گذرد سایه
خیره گردم به در دیگر
همه شب در دل این بستر
جانم ان گمشده را جوید
زین همه کوشش بی حاصل
عقل سر گشته به من گوید
زن بد بخت دل افسرده
ببر از یا دمی اورا
این خطا بود که ره دادی
به دل ان عاشق بد خو را
ان کسی را که تو میجویی
کی خیال تو به سر دارد
بس کن این ناله و زاری را
بس کن او یار دگر دارد
لیکن این قصه که میگوید
کی به نرمی رودم در گوش
نشود هیچ زه افسونش
اتش حسرت من خواموش
میروم تا که عیان سازم
راز این خواهش سوزان را
نتوانم که برم از یاد
هرگز آن مرد هوس ران را
شمع ای شمع چه میخندی
به شب تیره خواموشم
به خدا مردم از این حسرت
که چرا نیست در آغوشم


مشكے بـہ تـטּ كنيد

عزا گرفتـہ ام ..

براے مرگ يكـ احسآس

احسآسے بـہ بزرگے يكـ غرور لـہ شده

بـہ زير خیانت هاے يكـ عشق دروغيـטּ

اينجا ..

در خلوتگاه ايـטּ عشق

صداے شيونهاے دردناكم

صداے نفريـטּ هاے ايـטּ دل شكستـہ ام

روزے بـہ گوشت خواهد رسيد ..

ايـטּ صدا را ..

دست سرسخت سرنوشـت بـہ گوشت مے رساند

براے زجرهاے ايـטּ قلب سوختـہ ام

براے هر نفس كـہ با مرگ كشيدم ..

براے تكـ تكـ ثانيـہ هاے تنهايے ام

و براے غرور شكستـہ ام ..

ديدار بہ قيامت عزیز لعنتے ...
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان