امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مشعاره گر
 دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است 
[align=right]                            شیشه ی بشکسته را پیوند کردن مشکل است
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
  تا کي غم آن خورم که دارم يا نه
وين عمر به خوشدلي گذارم يا نه
پرکن قدح باده که معلومم نيست
کاين دم که فرو برم برآرم يا نه


 
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
هر کس به طريقي دل ما مي شکند 
بيگانه جدا ، دوست جدا ميشکند 
بيگانه اگر مي شکند حرفي نيست 
از دوست بپرسيد که چرا مي شکند ؟
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
[sub]  در عشق چه جای بیم تیغ است  
تیغ از سر عاشقان دریغ است  
عاشق ز نهیب جان نترسد  
جانان طلب از جهان نترسد...
[/sub]
نظامی
 

 
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
دل اگر خدا شناسی، همه در رخ علی بين
به علی شناختم من، به خدا قسم خدا را


 
پاسخ
  از کعبه کلیسیا نشینم کردی  
آخر در کفر بی‌قرینم کردی
 بعد از دو هزار سجده بر درگه دوست  
ای عشق، چه بیگانه ز دینم کردی
!
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد
کس نمی​گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت برنیامد سال​هاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد...
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
ما يک شراب کهنه بدهکار دلبريم
گرگيم و سال هاست کسي را نمي دريم
در دور باطلي که فتاديم سرخوشيم
از ابتدا به فکر نفس هاي آخريم
مي خواستي که شرط قمارم شوي،شدي
ما آبروي رفته ي خود را نمي بريمآنقدر خورده ايم که ترسم به روز حشر
وقت حساب يکسره بالا بياوريمهر پيک پيکري است به پيکار در شده. . .
حالم خراب تر شده،بگذار بگذريم. .
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]
پاسخ
من اگر رندم و قلّاشم، اگر درویشم
هر چه ام، عاشق رخسار تو کافر کیشم
دست کوتاه از آن زلف درازت نکشم
گر زند عقرب جرّاره، هزاران نیشم
خواهمت تا که شبی تنگ در آغوش کشم
چه غمم گر خطری صبح درآید پیشم
دشت، آراسته از لاله رخان، دوش به دوش
من بیچاره گرفتار خیال خویشم
دل ز عشق رخت ای دوست، کجا برگیرم
برود عمر عزیز ار به سر تشویشم
من، همان شاطر عشقم که به تو شرط کنم
گر کشم دست ز دامان تو، نادرویشم
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
مه من نقاب بگشا ز جمال کبريايي
که بتان فرو گذارند اساس خودنمايي
شده انتظارم از حد، چه شود ز در درآيي
ز دو ديده خون فشانم ز غمت شب جدايي
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان