امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مشعاره گر
#91
در اين دنيا كسی بی غم نباشد
اگر باشد بنی آدم نباشد
پاسخ
#92
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگر ش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم
دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل
پاسخ
#93
مــاه عـبـاد تـسـت و مـن بـا لـب روزه دار ازیـن
قــول و غـزل نـوشـتـنـم بـیـم گـنـاه کـردنـسـت

استاد شهریار

پاسخ
#94
تا بو که یابم آگهی از سایۀ سر وسهی
گلبانگ عشق از هر طرف خوشخرامی می زنم
دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل
پاسخ
#95
مـن از تـو هـیـچ نـخـواهـم جـز آنـچـه بـپـسـنـدی
کـه دلـپـسـنـد تو ای دوست دل بخواه من است
پاسخ
#96
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که چون همی سپرم
دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل
پاسخ
#97
ما بی تو تا دنیاست دنیایی نداریم
چو سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم
پاسخ
#98
ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم
ما باده پرستیم و از این خلق جدائیم
بر طور وجودیم چو موسی شده ازدست
بی پا و سر آشفته و جویای لقائیم
روحیم که در جسم نباشد که نباشیم
موجیم که در بحر به یک جای نیائیم
دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل
پاسخ
#99
در همــه عالم وفاداری کجاســت
غم به خروارست غمخواری کجاست
درد دل چندان کـــه گنجــــد در ضمیـــر
حاصلســـت از عشــق دلداری کجاست
گــــر به گـیتـــی نیســـت دلــــداری مـــرا
ممکـــن است از بخــت دل‌باری کـــجاست
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
چنین که برده شراب لبت ز دست مرا
مگر به دامن محشر برند مست مرا
چگونه از سرکویت توان کشیدن پای
که کرده هر سر موی تو پای بست مرا
کبود شد فلک از رشک سربلندی من
که عشق سرو بلند تو ساخت پست مرا
بدین امید که یک لحظه با تو بنشینم
هزار ناوک حسرت به دل نشست مرا
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان