ارسالها: 192
موضوعها: 5
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
64
خدا رو سپاس میگم به خاطر حضورش توی قلبم
سلام به همه ی بچه های خوب تالار مدتی ارامشم رو ازدست دادم همش عصبانی و ناراحتم واین به خاطراینه که از عملکردم راضی نیستم وخودم روسرزنش میکنم خوشحالم که بین شما هستم برام دعا کنید
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
2014-03-09، 03:41
(آخرین ویرایش: 2014-03-11، 02:23 ، توسط NASIB.)
بدترین احساس من:
یه ریزه کاریایی تو زندگی ادم هست و یه دردایی هست که نمیشه بازگو کرد
یه وقتایی چرخ برات نمیچرخه, یه زمانایی اینقدر قفل میکنی که حتی دعا کردن رو هم فرامش میکنی
هر چی تراز میگیری میبینی بی تقصیری
حتی احساستو کامل نمیتونی بگی
چون
پاکیت رفته بالا و باید مثل کوه استوار باشی تا تاره وارد انرژی بگیره
اخه دیگه فقط بحث خودت نیست
تو باید الگو باشی
میگی چکار کنم ?
وظیفت میگه تو خونه بداخلاقی نکنی
احساس مزخرفتو کش میدی و باز دوباره همه جملات ار منتهاالیه جملات بیل ویلسون تا منتهاالیه جملات جی پی واسوانی هم برات مث لالایی میمونه!
سکوت هم حالتو بدتر میکنه!
به خدا میگی اخه چرا?
باز یادت میاد از سپردن و کنترل و و و
همش مزخرف به نظر میاد
اخه بیماریت فعاله
حرفای دوستات هم تکراری بنظر میاد!
اونوقته که میبینی فقط باید دعا کنی
و
روز بعدش بری دوباره با یه تازه وارد صحبت کنی
اگه نکنی حالت بدتر میشه
اینارو به امیر میگفتم
به خودم
الان بیماریم ازم یکم فاصله گرفت
اخه
اقرار کردم هرچقدرم که کامل نبود
اما به هر حال بود
ممنونم خدایا
انگار. بالاخره همیشه بر نامه جواب میده
خودت کمکمکن من عاجزم...........
مرسی خوندین و گوش دادین
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 179
موضوعها: 15
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
62
سلام دوستان خداروشکر ایام میگذره وخوبیش هم همینه گاهی خوبه ٬ گاهی متوسطه و گاهی هم بده وبخاطرهمین هم هست زمان خوبیم رو میتونم تشخیص بدم وبدونم که بروقف مراده وروزهای که متوسط تلاش میکنم که بهتربشه وروزهای بد باخودم لجبازی میکنم ولی همش اگه نبود احساس نمیکردم که زنده هستم وزندگی جریان داره بابت همه اش شکر راضیم ومیدونم همش برام لازمه من انسانم وقتی تعادلم بهم میخوره تلو میخورم ولی بعد قدر متعادل قدم برداشتن رو می فهمم بعنوان یک انسان از خودم زیادی انتظارندارم تاهمین جاشم شکر .
ارسالها: 13
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
سلام
منم شپاسگزارم برای پاکی امروزم .از شما دوستان هم تشکر میکنم شما نباشید منم نیستم امیدوارم روزبروز دست در دست هم سفر بهبودی را ادامه داده وهمگی تا لحظه بودن پاک. سرافراز. متواضع. صادق .مهربان . خوش خلق . بی توقع . / حال احوال امروزم خیلی خوبه متشکرم از همگی /. حداد
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
با سلام
سال نورو تبریک میگم خدمت همه دوستان
اینروزای عید خودمم نمیدونم چه حسی دارم، از طرفی خوشحالم که پاکم و از طرف دیگه نوروز کل برنامه هام بهم میریزه
اخه اوقات فراغتم زیاده و حوصلهام سر میره، چون نوروز مسافرتم همه چی عوض میشه، بیکاری، ادما جدید، ارتباطم ا ادمای ان ایی کم میشه کلا راستش نوروز همه چی برای من فرق میکنه، باید یکفکر اساسی بکنم و نوروزا با برنامه تر باشم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
سلام
تبریک سال نو به همه دوستان.
با سپاس از خدواند که توانستم 5 نوروز پاکی را تجربه کنم.
از خدا تشکر می کنم . که دستم را گرفت . چشمان همیشه نگران دخترانم را شاد کرد.
واسترس را دور وآرامش را جا گزینش کرد.
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 13
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
سلام
تو جلسه ام دو دل بودم مشارکت کنم که وقت تموم شد
من حالم خوبه و روزهای عالی بهبودی رو پشت سر گذاشتم و پیش رو دارم و الان درکم از خدا از در قدم سه اینه که هر وقت یه تصمیم میگیرم و نمیشه رد پای خدا رو میبینم
همتون باحالین
ارسالها: 13
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
سلام دوستان
سلام امیر جان
حال احساس خوبی ندارم پسرم مصرف کننده نیست اما بشدت اونم مریضه. اکثرا" با برخورد هاش حالم خراب میشه خود محوری و خود خواهیش بی حد و اندازهست.بخاطر اعتیادم من ومقصر تمام بدبختی هاش میدونه هر شکست امروزش رو پای من میگذاره به هر شکلی میخام با هاش ارتباط بر قرار کنم نمیشه .34 سال سن داره در زندگی هم یکبار شکست خورده بخاطر اشتباهات خودش. نمی دونم چی بگم. فقط شما ها رو دارم و سرودن اشعارم که میتونه کمی آرومم کنه.ترو خدا برام دعا کنید این روزها خیلی خرابم ممنونم از شما دوستان ونیروی برترم
ارسالها: 13
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
سلام
دوست من چرا فکر میکنی مسئول پسرت هستی
تا موقعیکه تو بابا باشی اونم بچه است
چون تو نمیتونم دست از والد بودنت برداری اونم در ناخودآگاه کودک دوست داری
نشونه کودک بودن پسرت مهمطلبی و مقصر جویی کردنش و نشونه والد بودن تو دست از حمایت بر نداشتنته
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
سلام حداد عزیز
برادر گلم، همدرد مهربوم،
تو بزرگترین کار دنیارو انجام دادی و اونم اینه که پاکی و داری به همدردات خدمت میکنی، تو مسوول شکست هیچکس نیستی
همونجورکه پدر من مقصر نبود اما من به بیراهه رفتم
من تو مسافرتم و به چت روم دسترسی ندارم وگرنه حتما میومدم باهم حرف بزنیم
خدانکنه حالت خراب باشه، کار درست همینه که احساستو مشارکت کردی
دردات به جونم رفیق گلم،یه تفریح یه دوش یه جلسه یه دیدوبازدید و مخصوصا یکم دعا ماهارو از این حالت در میاره
ارزومند ارزوهاتم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست