ارسالها: 737
موضوعها: 186
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
78
[/color][color=#000080][size=medium][align=center][b]تمام افکار کارهاي را که مرا ارزشهاي وجودي ام دور کند طبق خواسته ي بيمار ام انجام دادهام .لحظه اي که روي بهبودي متمرکز هستيم يا لااقل پاک هستيم به صورت خودکار کار هاي را انجام نمي دهيم به کسي خسارت نمي زنيم وهر زمان که از مسير بهبودي دور مي شوم به اساني وبدون هيچ دغه غه وناراحتي روحي رواني از نقص ها وبيماري استفاد مي کنيم .وقتي از خودم غافل شوم خواب روحاني مرا فرا مي گيرد و فرصت رشد را در من مهيا مي کند
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
بله مثلا به مکانهای پرخطر و کثیف میرفتم که الان و قبل از اعتیاد محال بود پا بگذارم
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
..کلاه گذاشتن به سر افراد خانواده جهت تهیه پول مواد.برداشتن پول از جیب پدر ومادر بدون اجازه. حمل مواد مخدر . تهیه و مصرف مواددر مکانهایی غیر متعارف "زیر پلها خانه های مخروبه .باغهای مردم .دستشویی ها سرویس های بهداشتی.و" وانکار شدید اعتیاد.
اما وقتی اجبار کنار رفت اعمال گذشته آزارم می دهد.[]
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 487
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
اعتبار:
102
من از روی بیماری اعتیاد بسیاری از ارزشهارو بی ارزش وبسیاری از بی ارزشی هارو با ارزش کرده بودم با اینکه یه بچه هیئتی بودم اما به بسیاری از ارزشهام که تو زندگی خودم ساخته بودم براحتی واز روی اجبار پشت پا زده بودم.بعضی از جاها اخلاقیاتو زیر پا گذاشته بودم و فقط بخاطر اینکه زنده مانی کنم به هر قیمتی مصرف میکردم...
الهی بینایی ده که در چاه نیفتیم...
ارسالها: 13
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
در دوران بیماری اعتیاد ارزشها برایم ضد ارزش و ضد ارزشها . ارزش شده بود. با اینکه میدانستم که خانواده را در جامعه سر بزیر کرده ام باز به حرکتهای ضد اخلاقی خود ادامه میدادم.
ارسالها: 487
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
اعتبار:
102
بله کارهایی را انجام داده ام و الان که بر روی بهبودی ام تمرکز دارم و به آن کارها فکر میکنم به خودم میلرزم . در واقع وقتی که در دام اجبار می افتادم بصورت تونلی برای انجام آن اجباربه موضوع نگاه میکردم و خروجی آن برایم مهم نبود ..............................................................................................................
الهی بینایی ده که در چاه نیفتیم...
ارسالها: 1,425
موضوعها: 21
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
307
با سلام ارمانم ومعتادم هستم.بله من از روي بيماري اعتياد دست به هر کاري ميزئم تا بتونم اعتيادمو حفظ کنم.به عنوان مثال دزدي.خود فروشي.تحمت زدن. شهادت دروغ دادن................من بخاطر رسيدن به خاستهام حتي حاضر به فروختن اعضاي بدنمم شدم
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
افکارم به صورت کاملا عاجز و تسلیم در اسارت کواد مخدر بود رفتارم تحت تاثیر مواد مخدر بود بر خلاف خواست خودم و هیچ کنترلی روی آن نداشتم امروز هم باید مواظب بیماری باشم و از کارهای نا جور و خلاف عرفو خلاف شخصیت اجتماعی خودم اجتناب کنم و عاجز تسلیم باشم
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 8
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
زمانی برروی بهبودیم متمرکزم که قدمهارادرزندگیم بکارگیرم وبه گفته های راهنمایم عمل کنم واصول برنامه راجدی بگیرم که دراین مواقع امکان ندارد کارهایی راکه قبلامیکردم انجام دهم,مهمترینش مصرف موادمخدراست وهرکاری که درسمت وسوی مواد باشدازجمله سرقت,بی احترامی به والدینم,حمل وخلاف موادمخدر وتقریبااکثرکارهایی که درطول16سال تخریبم انجام میدادم