ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
انکار ان بخش از بیماری است که میخواهد به من بگوید من بیمار نیستم.بیماری من دروغ را تبدیل به حقیقت میکند و حقیقت را تبدیل به دروغ.انکار درواقع ندیدن واقعیات است
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
وقتی که قادر به درک واقعیات نیستم و سعی می کنم برای سرپوش گذاشتن احساساتم از چیزی خارج از خودم استفاده کنم و وقتی دلایلی به ظاهر موجه ولی غیر واقعی برای رفتارهایم می آورم و وقتی که دیگران را برای رفتار خودم سرزنش می کنم و وقتی رفتارهای دیگران را توجیهی برای انجام ندادن برنامه بهبودی خود استفاده می کنم .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 34
موضوعها: 11
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
17
وقتي بعد پذیرش هر موضوعی میگم درسته اما....!!!! درسته ولی.....!!!
هنوز دارم انکار میکنم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
در بسیاری از موارد وقتی با شک و دو دلی تصمیم می گیرم و حتی خودم هم نمی دانم که کاری که در حال انجامش هستم و یا انجام داده ام درست است یا نادرست ، نشان دهنده این است که در خیلی موارد از مسایلم مشکل انکار و عدم پذیرش را دارم و در واقع وقتی دلايل به ظاهر واقعی اما نادرست برای رفتارهایم می آورم در انکار هستم .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 142
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
35
نپذیرفتن.خودم,اینکه نپذیرنم من همین هستم,احساسم هممین است که هست,
بی حسی,جا خوردن,دستپاچگی.
امتناع از پذیرفتن واقعیت(نه اینطور نیست من حالیمه....)
کوچک شمردن تکذیب کردن اهمیت بحرانها (چیز مهمی نیست)
تکذیب هر گونه تاثیر بحران (من اهمیتی نمی دهم)
احتراز روحی(خوابیدن,وسواس,رفتارهای افراطی,ایجاد مشغولیت
واکنشهای عاطفی بی معنی دور از واقعیت و نامناسب باشتد به جای گریه کردن خندیدن یا برعکس
ارسالها: 672
موضوعها: 14
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Jun
اعتبار:
302
نديدن واقعيت و از كنارش رد شدن _ مشورت نكردن و گوش ندادن _ اهميت ندادن _ پنهان كردن واقعيت _ توجيه و دليل تراشي ....
مدام انگشت اشاره بطرف ديگر و تقصيرات را به گردن ديگران انداختن ...
از كنار مسئوليتهايم رد ميشم ، فرافكني ميكنم....
خدا را دوست دارم ....
*********** ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين بخنداند ....
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
بیماری من اینجور من به انکار میبره که یک مشکل واهی والکی برام درست میکنه مشکلات دیگه زندگیم نمیبینم وهمش دنبال ان مشکل میروم که روح "جسم "فکرم "درگیر ان مشکل میشه ومشکلات اصلی خودم فراموش میکنم.
ارسالها: 9
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
وقتي من در انكار بسر ميبرم مثل كسي هستم كه هوشياريش را از دست داده مسايل مربوط به خودش و رفتارش را نميتواند تشخيص دهد و در حقبقت در حال فرار از يك جيزي است وقتي رفتار اجباري از من سر ميزند بدون اينكه دليلش را بدانم در اصل من دارم درد و يا رنجي را انكار ميكنم مثلا وقتي برخوري ميكنم يا ولخرجي ميكنم يا تنبلي ميكنميا..... با سرعت در حال فرار از جيز ويا شرايطي هستم كه نسبت به ان حتي اكاهي هم ندارم و فقط قصد تغيير ان درد و حس بد را دارم در حالت انكار بسر ميبرم
ارسالها: 1,425
موضوعها: 21
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
307
عدم پذيرش بيماري. نقاب زدن وپشت بيماري پنهان شدن.توجي کردن خودم واشنباهاتم. احساس تواناي در رفتار وافکارم.
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]