امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
براي تو .....
#11
اگه عاشقی،
سعی کن به عشقت برسی چون وقتی بره دیگه رفته.  
اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی.  
چون تلخترین شیرینی روزگاره
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#12
[تصویر:  th?&id=HN.607996730336480453&w=300&h=300...9&rs=0&p=0]
   
     خدا را دوست دارم ....
      ***********  ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين  بخنداند ....
پاسخ
#13
دلم برای کسی تنگ است که طلوع
 
 عشق را به قلب من هدیه می دهد، 
 
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی
 
کلامش مرا در عشقش غرق می کند، 
 
دلم برای تو تنگ است...!!!

 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#14
همیشه وقتی یکی ازم می‌پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ می‌گفتم...
 
ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم: یکی!!!
می‌دونی چرا؟ چون قوی‌ترین و بزرگ‌ترین عددیه که می‌شناسم...
دقت کردی که قشنگ‌ترین و عزیزترین چیزای دنیا همیشه یکی هستن؟؟؟
ماه یکیه... خورشید یکیه... زمین یکیه... خدا یکیه... 
مادر یکیه... پدر یکیه... 
تو هم یکی هستی...
وسعت عشق من به تو هم یکیه...
عشق من، عاشقتم....

 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#15
من و تو دو تا پرنده، تو قفس زندونی بودیم...
 
جای پر زدن نداشتیم، ولی آسمونی بودیم...
ابر و بارونو میدیدیم، اما دنیامون قفس بود...
چشم به دور دستا نداشتیم، همینم واسه ما بس بود...
 
اما یک روز اونایی که، ما رو باهم دوست نداشتن...
تورو پردادن و جاتم، یه دونه آینه گذاشتن...
من خوش باورِ ساده، فکر میکردم رو به رومی...
گاهی اشتباه می کردم، من کدومم تو کدومی...
باتو زندگی میکردم، قفس تنگ و سیاهُ...
عشق تو از خاطرم برد، عشق پرزدن تا ماهُ...
 
اما یک روز باد وحشی، رویاهامو با خودش برد...
قفس افتاد و شکست و آینه افتاد و ترک خورد...
تازه فهمیدم دروغ بود، دنیایی که ساخته بودم...
دردم از اینه که عمری، خودمو نشناخته بودم...
تو توو آسمونا بودی، با پرنده های آزاد...
منه تن خسته رو حتی، یه دفه یادت نیوفتاد...
 
حالا این قفس شکسته، راه آسمون شده باز...
اما تو قفس نشستم دیگه یادم رفته پرواز...
[تصویر:  sher-Parvaz.jpg]


 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#16
[تصویر:  01-LoveWwW.KamYab.IR_.jpg]
پاسخ
#17
از جنس کدام نور بودی ستاره من؟
که جسارت با تو بودن در من جنبید؟
و من چه عاشقانه به رویت لبخند زدم . . .
و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی
و این شد . . .
عاشقانه ی آرام “من و تو”

 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#18
تو که می آیی
پنجره ای باز می شود
پرده بی رنگ دلتنگی
کنار می رود
آرام میان جانم
خانه می کنی

 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#19
[font]تو که باشی معجزه ای در من رخ میدهد به نام :[/font]“آرامش”باش![font]حتی همین قدر دور . . .[/font]
پاسخ
#20
یکی از دوستام و خانمش میخواستن از هم جدا بشن
[align=right]ی روز تو یه مهمونی بودیم ازش پرسیدم خانومت چه مشکلی داره که میخوای طلاقش بدی؟
[align=right]گفت : یه مرد هیچ وقت عیب زنشو به کسی نمی گه ...
[align=right]بعد از چند ماه از هم جدا شدن و سالِ بعدش خانومش با یکی دیگه ازدواج کرد
[align=right]یه روز ازش پرسیدم خب حالا بگو چرا طلاقش دادی ؟
گفت : یه مرد هیچوقت پشت سر زنِ مردم حرف نمی زنه ...
بخاطر داشته باشید پست ترین انسان کسی است که راز دوران دوستی را به وقت دشمنی فاش سازد ..!
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  براي يك دوست Atlas 1 1,381 2015-01-08، 01:24
آخرین ارسال: Atlas

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان