ارسالها: 9
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Jan
کوری عصا کش کور دیگر شد
این ضرب المثل مصداق بارز ماست جاهاییکه کورکورانه و بدون آگاهی وبدون صبر وبدون داشتن تجربه راه حل و راهکار ارایه میدهیم
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
داستان گربه را دم حجله کشتن
میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است. پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند. خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند و.... چند دقیقه از زفاف که میگذرد پسرک احساس تشنگی میکند . گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد. چند بار تکرار میکند که ای گربه برو و برای من آب بیاور. گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا میکند. سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار....
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
ريشه ضرب المثل
آب شان به يک جوي نمي رود:
سابقا که شهرها لوله کشي نشده بود ساکنان هر شهر براي تامين آب مورد نياز خود از آب رودخانه يا قنات، که اغلب در جوي هاي سرباز جاري بود استفاده مي کردند. به اين ترتيب که اول هر ماه، يا هفته اي يک بار حوض ها و آب انبارها را با آب جوي کوچه پر و از آن براي نوشيدن و شست و شو و نظافت استفاده مي کردند. طبيعي است در يک محله که ده ها خانه دارد وقتي همه بخواهند از آب يک جوي در دل شب استفاده کنند، اگر بين افراد خانواده ها سازگاري وجود نداشته باشد، هر کس مي خواهد زودتر آب بگيرد و همين عجله و شتاب زدگي و رعايت نکردن تقدم و تأخر موجب مشاجره و منازعه مي شود. شب هاي آب نوبتي در محله هاي تهران تماشايي بود. زن و مرد و پير و جوان از خانه ها بيرون مي آمدند و چنان سروصدايي ايجاد مي شد که هيچکس نمي توانست تا صبح بخوابد. عبدا... مستوفي مي نويسد: «من کمتر ديده ام که دو نفر که از يک جوي آب مي برند از همديگر راضي باشند و اغلب بين دو شريک شکراب مي شود.»
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
آب زير کاه
آب زير کاه به کساني اطلاق مي شود که زندگي و حشر و نشر اجتماعي خود را بر پايه مکر و عذر و حيله بنا نهند. آب زيرکاه از ابتکارات قبايل و جوامعي بود که به علت ضعف و ناتواني جز از طريق مکر و حيله ياراي مبارزه و مقابله با دشمن را نداشتند. به همين خاطر براي آنکه بتوانند حريف قوي پنجه را مغلوب کنند، در مسير او باتلاقي پر از آب حفر مي کردند و روي آب را با کاه طوري مي پوشانيدند که هيچ عابري تصور نمي کرد آب زير کاهي ممکن است در آن مسير و معبر وجود داشته باشد. بايد دانست که ايجاد اين گونه باتلاق هاي آب زيرکاه صرفاً در حول و حوش قرا و قصبات مناطق زراعي امکان پذير بود تا براي عابران وجود کاه موجب توهم و سوءظن نشود و دشمن با خيال راحت و بدون دغدغه خاطر در آن گذرگاه پوشيده از کاه گام بر مي داشت و در درون آب زيرکاه غرق مي شد.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
مار گزیده از ریسمان سفید سیاه می ترسد
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
ضرب المثل لری
دستکم بشکنه نه پایکم بوه کم میر نه دایه کم بوه یعنی پدر دایه یعنی مادر
میگه اگه قراره از بین دست پا یکی بشکنه و از بین پدر مادر یکی بمیرد بهتر دست بشکنه وپدر بمیرد چون
دست میشه وبال گردان کرد کارها را انجام داد اما پا آدم را زمین گیر میکنه ومادرهم به هر وسیله ای بچه ها را بزرگ میکنه اگه خودش هم گرسنه باشه به فکر بچه ها هست اما پدر بعد از مدتی میرود زن میگیرد
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
گفته اند،گدايي بسيار زرنگ بوده است که آب پياز به آستينش مي ماليد و هر موقع در حين گدايي کردن به گريه نياز پيدا مي کرد، آستينش را به چشمش مي ماليد و در اثر بوي پياز آب از چشمش سرازير مي شد و بدين ترتيب ترحم مردم را برمي انگيخت اما بعد از مدتي دستش رو شد. بعد از آن هرگاه کسي براي جلب توجه گريه مي کرد مي گفتند: مثل فلاني «اشکش سر آستينش است» و اين مطلب رفته رفته به مثل تبديل شد.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
ببينيم و تعريف کنيم
تعريف کردن به معناي ستودن و آفرين گفتن است. گويند پادشاه زاده اي را دست بسته به نزد چنگيز مغول آوردند. چنگيز به او گفت: تو که مي داني من حاکم روي زمين خواهم شد پس چرا به من ياغي شده اي؟ شاهزاده گفت: بلي، البته اگر کسي روي زمين زنده بماند و به دست تو به قتل نرسد. چنگيز گفت: همه زنده خواهند ماند و همه خواهند ديد که کسي بي گناه کشته نخواهد شد. شاهزاده گفت: «ببينيم و تعريف کنيم». يعني اگر به آنچه گفتي، عمل کردي آن وقت به تو آفرين خواهيم گفت.
«کتاب کوچه»
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
ﯾﮏ ﻧﻮﻥ ﺍ ﺯﺧﻮﻧﻪ ﻗﺎﺿﯽ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﺳﮕﺶ ﻫﻢ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺑﻮﺩ
ﯾﻌﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﻋﻠﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﺤﺒﺖ ﻧﮑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺑﺨﺼﻮﺻﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست