امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پدر و مادر
#3
فرزندی پدر پیرش را کُول کرد و به کوهستان برد. وقتی به بالای کوه رسید، پسر غاری پیدا کرد و پدر را آن جا گذاشت. هنگامی که می خواست برگردد، با خنده های پدر پیرش مواجه شد. پسر با تعجب به او نگاه کرد و گفت: «به چه می خندی پدر؟!»
پدر نگاهی به پسر جوانش کرد و گفت: «من هم چون تو، روزی پدر پیر و ناتوانم را همین جا رها کردم و رفتم و حالا تو مرا این جا آوردی. روزی هم پسرت تو را به این جا خواهد آورد!»
پسر لحظه ای به حرف های پدرش اندیشید و آن گاه از ترس آن که مبادا روزی پسرش هم با او چنین کند، پدر را برداشت و به خانه آورد.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
پدر و مادر - توسط NASIB - 2014-01-12، 10:29
RE: پدر و مادر - توسط sadaf - 2014-01-27، 10:46

موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  برای مادر چیکار کردم؟از کتاب من و تو NASIB 1 1,440 2013-12-07، 10:50
آخرین ارسال: abbas

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان