امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستانهایی در مورد اعتماد به خدا
#1
ماجرای درخت و مرد و اعتماد به خدا
روزی مردی زیر سایه‌ی درخت گردویی نشست تا خستگی در کند در
این موقع چشمش به کدو تنبل‌هایی که آن طرف سبز شده بودند افتاد
گفت: خدایا! همه‌ی کارهایت عجیب و غریب است! کدوی به ای
بزرگی را روی بوته‌ای به این کوچکی می‌رویانی و گردوهای به این
کوچکی را روی درخت به این بزرگی!
همین که حرفش تمام شد گردویی از درخت به ضرب بر سرش افتاد.
مرد بلافاصله از جا جست و به آسمان نظر انداخت و گفت: خدایا!خطایم را ببخش! دیگر در کارت دخالت نمی‌کنم چون هیچ معلوم نبود
اگر روی این درخت به جای گردو، کدو تنبل رویانده بودی الان چه
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
داستانهایی در مورد اعتماد به خدا - توسط NASIB - 2014-01-14، 11:13
RE: هر چی خدا بخواد - توسط NASIB - 2014-01-27، 10:22

موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستانهایی در مورد انسانیت NASIB 4 3,141 2014-10-08، 06:02
آخرین ارسال: sadaf
  داستانهایی در مورد باور NASIB 6 13,204 2014-06-05، 09:34
آخرین ارسال: NASIB
  داستانهایی در مورد خدمت و از خود گذشتگی NASIB 2 2,818 2014-06-05، 08:43
آخرین ارسال: NASIB
  داستانهایی در مورد امید NASIB 5 2,918 2014-01-18، 02:52
آخرین ارسال: NASIB

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان