امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار رهی معیری
#3
در پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم

گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم

در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل

من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم

اول کنم اندیشه ای تا برگزینم پیشه ای

آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم

زآن رو ستانم جام را آن مایه آرام را

تا خویشتن را لحظه ای از خویشتن غافل کنم

از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او

تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم

روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم

خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم

غرق تمنای توام موجی ز دریای تو ام

من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم

دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی

چند از غم دل چون رهی فریاد بی حاصل کنم
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
اشعار رهی معیری - توسط abbas - 2013-12-04، 10:28
RE: اشعار رهی معیری - توسط sadaf - 2013-12-13، 01:12
RE: اشعار رهی معیری - توسط abbas - 2013-12-14، 09:38

موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعار.. سیمین بهبهانی mohammad 10 5,025 2020-04-06، 03:13
آخرین ارسال: vondor
  اشعار فروغ فرخزاد sadaf 21 11,959 2019-10-01، 02:47
آخرین ارسال: samanbeygvand
  اشعار احمد شاملو abbas 6 3,901 2016-02-03، 12:36
آخرین ارسال: tannaz2015
  اشعار بروین اعتصامی abbas 2 2,390 2016-02-03، 12:35
آخرین ارسال: tannaz2015
  : اشعار زیبــــای حافظ ARSAM 38 13,698 2016-02-03، 12:34
آخرین ارسال: tannaz2015

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان