امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
محمد تقی بهار
#1

یا که به راه آرم این صید دل رمیده را
یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را
یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن
یا به تو واگذارم این جسم به خون تپیده را
کودک اشک من شود خاک‌نشین ز ناز تو
خاک‌نشین چرا کنی کودک نازدیده را؟
چهره به زر کشیده‌ام، بهر تو زر خریده‌ام
خواجه! به هیچ‌کس مده بندهٔ زر خریده را
گر ز نظر نهان شوم چون تو به ره گذر کنی
کی ز نظر نهان کنم، اشک به ره چکیده را؟
گر دو جهان هوس بود، بی‌تو چه دسترس بود؟
باغ ارم قفس بود، طایر پر بریده را
جز دل و جان چه آورم بر سر ره؟ چو بنگرم
ترک کمین گشاده و شوخ کمان کشیده را
خیز، بهار خون‌جگر! جانب بوستان گذر
تا ز هزار بشنوی قصهٔ ناشنیده را
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
محمد تقی بهار - توسط abbas - 2013-12-04، 10:51
RE: محمد تقی بهار - توسط abbas - 2013-12-14، 09:57

موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد abbas 1 1,204 2013-12-14، 10:05
آخرین ارسال: abbas
  مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی abbas 1 1,113 2013-12-14، 09:51
آخرین ارسال: abbas
  بهاء الدین محمد عاملی abbas 0 905 2013-12-04، 10:36
آخرین ارسال: abbas
  محمد سلمانی NASIB 2 1,376 2013-11-24، 12:56
آخرین ارسال: NASIB

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان