2013-12-04، 10:10
در ایستگاه مترو تنها بودم
تو نبودی
برگشتم
۳۰ سالی است که این کار هر روزم است
ای کاش می دانستی داروی درد من تو نیستی
درد درمان دارد اما عشق من درمان ندارد
با هم بودن بازی نیست تا پیشم باشی و هروقت خواستی تنهایم بگزاری
دست بر شانه هایم میزنی تا “تنهایی” م را بتکانی
به چه می اندیشی ؟ تکاندن برف از روی شانه آدم برفی
.
.
.
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه “تنهایی” ما می گذرد
به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد . . .
.
.
.
تو باش ، نه به این خاطر که در این دنیای بزرگ تنها نباشم
تو باش ، تا در دنیای بزرگ تنهاییم ، تنها ترین باشی . . .
تو نبودی
برگشتم
۳۰ سالی است که این کار هر روزم است
ای کاش می دانستی داروی درد من تو نیستی
درد درمان دارد اما عشق من درمان ندارد
با هم بودن بازی نیست تا پیشم باشی و هروقت خواستی تنهایم بگزاری
دست بر شانه هایم میزنی تا “تنهایی” م را بتکانی
به چه می اندیشی ؟ تکاندن برف از روی شانه آدم برفی
.
.
.
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه “تنهایی” ما می گذرد
به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد . . .
.
.
.
تو باش ، نه به این خاطر که در این دنیای بزرگ تنها نباشم
تو باش ، تا در دنیای بزرگ تنهاییم ، تنها ترین باشی . . .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم