امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ايستگاه تامل
#10
[bgcolor=#ffffe0]پادشاهی[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0] در یک شب زمستانی درکاخ به یکی از نگهبانان برخورد[/bgcolor][bgcolor=#ffffe0] ، [/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0]گفت سردت نیست[/bgcolor][bgcolor=#ffffe0] ؟[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0] گفت : قربان عادت دارم [/bgcolor][bgcolor=#ffffe0]،[/bgcolor][bgcolor=#ffffe0] پادشاه[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0] گفت [/bgcolor][bgcolor=#ffffe0]:[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0] می گویم برایت لباس گرم بیاورند [/bgcolor][bgcolor=#ffffe0]،[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0] [/bgcolor][bgcolor=#ffffe0]پادشاه [/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0]رفت و یادش رفت که بگوید[/bgcolor][bgcolor=#ffffe0].....[/bgcolor]

 [bgcolor=#ffffe0]صبح جنازه نگهبان را پیدا کردند[/bgcolor]

[bgcolor=#ffffe0]که [/bgcolor]

[bgcolor=#FFFFE0]روی دیوار نوشته بود[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0]:[/bgcolor]


[bgcolor=#ffffe0]من به سرما عادت داشتم [/bgcolor][bgcolor=#ffffe0]،[/bgcolor]

[bgcolor=#ffffe0]وعده لباس گرمت مرا از پای درآورد[/bgcolor][bgcolor=#ffffe0].....[/bgcolor]

 
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
ايستگاه تامل - توسط Atlas - 2015-11-30، 10:17
RE: ايستگاه تامل - توسط Atlas - 2015-11-30، 10:22
RE: ايستگاه تامل - توسط Atlas - 2015-11-30، 10:24
RE: ايستگاه تامل - توسط Atlas - 2015-11-30، 10:28
RE: ايستگاه تامل - توسط Atlas - 2015-11-30، 10:30
RE: ايستگاه تامل - توسط Atlas - 2015-11-30، 10:34
RE: ايستگاه تامل - توسط Atlas - 2015-11-30، 10:36
RE: ايستگاه تامل - توسط Atlas - 2015-11-30، 10:38
RE: ايستگاه تامل - توسط Atlas - 2015-11-30، 10:41
RE: ايستگاه تامل - توسط Atlas - 2015-11-30، 10:47

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان