امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
3-وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا میکنم؟ آیا در
#13
اصولاً وسوسه جزو ماهیت وساختار بیماری ما می باشد ، و ما همیشه در گیرودار این مشکل میباشیم .

وسوسه های ما عموماً از لذت جویهای بی حد و حصرمان سرچشمه میگیرد و از آنجائیکه لذت طلب و لذت پرست هستیم ، وقتی نسبت به چیزی وسوسه میشویم احساسات ما پر از تمنا میشود در واقع احساسهای ما مثل معده گرسنه ایی میشود که فقط به خوردن می اندیشد و دیگر هیچ .

هر چند عقلمان میخواهد پایداری کند اما حس های لذت طلب ما بقدری مشتاق لذت هستند که از طریق های مختلف بخصوص افکارمان به عقل و خرد ما هجوم میبرند و افکار بیمار ما با بهانه ها و دستاویزها عقل را وادار به تمکین میکند ، بنابراین وقتی افکارمان درگیر احساساتمان میشود ذهن ما شروع به تصویرسازی و بزرگنمایی کردن از آن لذت را میکند و با تصویرسازیهای خیره کننده ذهنی ، عقل ما را در شرایط آچمز قرار میدهد و لذا در چنین شرایطی عقل و دور اندیشی ما کارآیی خود را از دست میدهد . این طریقی است که در تمامی وسوسه های ما وجود داشته است .  در واقع امیال شهوانی ما و یا همان هواهای نفسانی ما موقعی میتوانند به خواسته های خود برسند که سیستم ذهنی و عقلی ما بیمار باشد  ، بنابراین بهترین شرایط برای  کسب موفقیت برای وسوسه بستر ذهن بیمار است  

وسوسه یعنی ، میل به تجربه مجدد عملی که در گذشته از آن لذت برده ایم ( منظور لذتهای گناه آلود و یا غیر اخلاقی میباشد )  ، وسوسه ، افکاریست شیطانی که ماهیت شر دارد ، یعنی عمل به آن سرانجامش منجر به پشیمانی میشود و همینطور فکریست موذی و سمج  ، اما آنی و زود گذر ، و اگر به آن بهاء بدهیم چرخه و فرایند خود را طی میکند و چرخه وسوسه به این شرح است ؛

1-    لذت طلبی ؛ یعنی آغاز وسوسه

2-    بهاء دادن ؛ یعنی بجای دیپورت کردن وسوسه به او اجازه ورود ومجوز فعالیت درمحدوده ذهنمان بدهیم .

3-    مخفی کردن ؛ یعنی وجود وسوسه در خود را ،  انکار و آنرا با راهنما در میان نمیگذاریم و یا در جلسات آنرا مشارکت نمیکنیم   .

4-    نفشه کشی ؛ وقتی مراحل فوق طی شد وبه این نقطه رسیدیم ، لذا برای اجرای وسوسه خود شروع به نقش کشی میکنیم .

5-    فکر قوی ؛  در اثر روند فوق به مرحله ای میرسیم که  دیگر ذهن خود را مداربسته میکنیم و به هیچ پیامد دیگری توجه نمیکنیم  .

6-    اقدام ؛ یعنی برای وسوسه ای که برای آن نقشه کشیده ایم و دیگر به یک فکر غیر قابل برگشت و یک فکر قوی تبدیل شده شروع به اقدام وعمل میکنیم .

7-    لغزش ؛ با بهاء دادن به فرایند فوق عاقبت در شرایط لغزش قرار میگیرم ، لغزشی که در اثر یک فکر که به راحتی میتوانستیم آن را از خود دور کنیم اتفاق می افتد .

لذت طلبی --> بهاء دادن--> مخفی کردن وسوسه--> نقشه کشی--> فکرقوی--> اقدام--> اجبار-- > لغزش

بیشترین قدرت وسوسه برای حصول نتیجه  ، دستاویز به انکار هاست ، گاهی  دانش نابودی برای کامجویی شروع به سفسطه بافی میکند و با منطق های کاذب برای دستیابی به یک حظ و یک لذت آنی سعی میکند عقل و خرد ما را بفریبد تا مجوزی برای مصرف کردن صادر کنیم . در هر صورت میتوان گفت که وسوسه حقیقتاً عروس هزار چهره است و هر بار با رنگ و روی دیگری  می آید .

وسوسه نشاندهنده پاکیست ، بنابراین باید مراقب بود .

راهکارهای که میتوانند برای برون رفت از  وسوسه ما را کمک کنند ؛

-         ادامه ندادن به فکرهای شیطانی یعنی در جا اینگونه افکار را کات و یا قیچی کنیم .

-         بلافاصله جابجا بشویم و یا مثلاٌ به کسی تلفن بزنیم بخصوص کسی که برایمان جاذبه روحانی دارد .

-         چون وسوسه فکریست شیطانی بهترین راهکار ذکر خدا گفتن و درخواست کمک از اوست .

-         وجود وسوسه را نباید انکار کرد بلکه باید آنرا اقرار کرد.

-         کسانی که پر کار و فعال هستند کمتر وسوسه میشوند .

-         دوری کردن از تنهایی ، در واقع وقتی ما تنها هستیم ، تنها نیستیم ، زیرا با نیمه شیطانی خود همنشین شده ایم و لذا ممکن است این همنشینی برایمان گران تمام شود .

-         کسانی که با برنامه بهبودی زندگی میکنند ، خیلی کم وسوسه میشوند .

-         وقتی در جمع های بهبودی و یا فضاهای روحانی قرار میگیریم کمتر وسوسه میشویم .

-          دوری کردن از ، بی هدفی ، ناامیدی ، یاس ، پوچگرای ، بی ایمانی ، بی بندو باری و . .  میتوانند وسوسه های ما را کمتر کند .

-         تردید و شک نداشتن به اصول بهبودی و روحانی برنامه  ، بسیاری از وسوسه های ما را میکاهد . هرگاه ما به اصول بهبودی و یا اصول  اخلاقی شک و تردید میکنیم وسوسه در ما بیشتر میشود .

-         - نهایت قدرت وسوسه یک تا سه دقیقه است و لذا ما باید سریع باشیم و بلافاصله شرایط ذهنی خود را تغییر دهیم

-         نکته قابل توجه این است که ما نباید هرگز با وسوسه های خود در ذهن خود بحث و یا مجادله کنیم زیرا در نهایت بازنده این جریان میشویم

در کل به ما ثابت شده ، هر موقع در راستای بهبودی و جدی گرفتن اصول برنامه قرار میگیریم وسوسه در ما کمتر میشود
.
«خدا با ماست»
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
RE: 3-وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا میکنم؟ آیا در - توسط ARSAM - 2015-08-26، 01:54

موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  4-وقتی فکری به سرم میزندآیا فوری و بدون در نظر گرفتن پیا م mehdiast 16 40,092 2021-06-08، 01:55
آخرین ارسال: هشتیان
  61-آیا قبول دارم که من هیولایی هستم که تمام دنیا را توسط اعتیادم مسموم کرده ام ؟ یا ف mehdiast 12 18,080 2020-11-07، 03:09
آخرین ارسال: amirjavadi
  60-آیا تمایل دارم که بهترین سعی و بیشترین کوشش رابرای بهبودیم mehdiast 8 23,123 2020-11-07، 03:02
آخرین ارسال: amirjavadi
  59-آیا تمایل به شرکت منظم در جلسات دارم؟ mehdiast 5 13,101 2020-11-07، 02:56
آخرین ارسال: amirjavadi
  58-آیا تمایل به انجام رهنمود های راهنمایم دارم؟ mehdiast 8 22,105 2020-11-07، 02:50
آخرین ارسال: amirjavadi

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان