2015-04-30، 10:44
در باغچه افکارم مراقبم چگونه فکرهایم را اینجا و آنجا رها کنم. برای گل ها آرزوهایم را
زمزمه می کنم
و از هدفهایم می گویم و از
و امیدهایی که از آنها جان می گیرم.
می دانم آنها آنجا هستند تا برای فرشته ها استراق سمع کنند و
گل ها چرغ های رنگی کوچکی از خورشید هستند که در هنگام تاریکی، زمانی که ابرهای
تیره بر افکارمان [bgcolor=#FFFFFF]سایه[/bgcolor] افکنده، نور خورشید را از آن می گیریم
زمزمه می کنم
و از هدفهایم می گویم و از
و امیدهایی که از آنها جان می گیرم.
می دانم آنها آنجا هستند تا برای فرشته ها استراق سمع کنند و
گل ها چرغ های رنگی کوچکی از خورشید هستند که در هنگام تاریکی، زمانی که ابرهای
تیره بر افکارمان [bgcolor=#FFFFFF]سایه[/bgcolor] افکنده، نور خورشید را از آن می گیریم
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s![[تصویر: 91.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/other/1/91.gif)
![[تصویر: 78.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/78.gif)
![[تصویر: 91.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/other/1/91.gif)
![[تصویر: 78.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/78.gif)

