2015-02-09، 07:00
[table][tr][td][table][tr][td]
هفت بار روح خویش را تحقیر کردم :
نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی ، خود را فروتن نشان دادم.
دومین بار آن هنگام که در مقابل فلجها لنگیدم.
سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت ، آسان را برگزیدم.
چهارمین بار وقتی که مرتکب گناهی شدم و به خویشتن تسلی دادم که دیگران هم گناه میکنند.
پنجمین بار آنگاه که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زدم و صبر را حمل بر قدرت و تواناییاش دانستم.
ششمین باز زمانی که چهرهای زشت را تحقیر کردم ، در حالی که نمیدانستم آن چهره ، یکی از نقابهای خویش است.
و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشودم و انگاشتم که فضیلت است.
[/td][/tr][/table][/td][/tr][/table]
نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی ، خود را فروتن نشان دادم.
دومین بار آن هنگام که در مقابل فلجها لنگیدم.
سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت ، آسان را برگزیدم.
چهارمین بار وقتی که مرتکب گناهی شدم و به خویشتن تسلی دادم که دیگران هم گناه میکنند.
پنجمین بار آنگاه که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زدم و صبر را حمل بر قدرت و تواناییاش دانستم.
ششمین باز زمانی که چهرهای زشت را تحقیر کردم ، در حالی که نمیدانستم آن چهره ، یکی از نقابهای خویش است.
و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشودم و انگاشتم که فضیلت است.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم

