2014-10-19، 01:37
در مشكلات وابستگي ....
احساس بي كفايتي و خجالت از موجوديتم باعث ميشد كه از خودم كينه به دل بگيرم
احساس بي ارزشي و نهايتا احساس قرباني شدن و گيج از اينكه چطور قرباني شدم ، هميشه همراه من بود . و به هر وسيله ميخواستم اين احساسات را پنهان كنم . و ناچار به افراد ديگر يا چيزهاي ديگر وابسته ميشدم ..توجيه م اين بود كه بايد شرايطم را عوض ميكنم ..چون ميدونستم كه يك چيزي بايد تغيير كند . ترس از قضاوت ديگران منو آزار ميداد ..بايد يك كاري ميكردم ..دايره بيماري را دور ميزدم ولي همچنان در چرخه ي بيماري وابستگي قرار داشتم ..
امروز به توانايي و ارزشهاي خودم پي بردم و بر اين باورم كه ما همه نزد خداوند برابريم و كسي برديگري برتري ندارد ....
احساس بي كفايتي و خجالت از موجوديتم باعث ميشد كه از خودم كينه به دل بگيرم
احساس بي ارزشي و نهايتا احساس قرباني شدن و گيج از اينكه چطور قرباني شدم ، هميشه همراه من بود . و به هر وسيله ميخواستم اين احساسات را پنهان كنم . و ناچار به افراد ديگر يا چيزهاي ديگر وابسته ميشدم ..توجيه م اين بود كه بايد شرايطم را عوض ميكنم ..چون ميدونستم كه يك چيزي بايد تغيير كند . ترس از قضاوت ديگران منو آزار ميداد ..بايد يك كاري ميكردم ..دايره بيماري را دور ميزدم ولي همچنان در چرخه ي بيماري وابستگي قرار داشتم ..
امروز به توانايي و ارزشهاي خودم پي بردم و بر اين باورم كه ما همه نزد خداوند برابريم و كسي برديگري برتري ندارد ....
خدا را دوست دارم ....
*********** ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين بخنداند ....