2014-08-10، 11:09
من ثبات شخصيتي نداشتم ، تحت تاثير احساساتم هر بار و در هر شرايط و هر دفعه يك تصوير ذهني و يك تصور داشتم ...گاه بهش پناه مي بردم .. و اگر خطايي ازم سر ميزد ترس از مجزات داشتم .
شناخت و اعتماد بهش نداشتم ...براي همين رابطه خوبي باهاش نداشتم .چون تصور ميكردم كه ميتونه برايم نجات بخش باشه ولي نميخاد كمكم كنه ، منو رها كرده و نمي بينه ...
شناخت و اعتماد بهش نداشتم ...براي همين رابطه خوبي باهاش نداشتم .چون تصور ميكردم كه ميتونه برايم نجات بخش باشه ولي نميخاد كمكم كنه ، منو رها كرده و نمي بينه ...
خدا را دوست دارم ....
*********** ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين بخنداند ....