2014-07-30، 08:42
[font][bgcolor=#FFF0F5]در فرو بسته ترین دشواری[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]در گرانبارترین نومیدی،[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]بارها بر سر خود بانگ زدم:[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]"هیچت ار نیست مخور خون جگر، دست که هست!"[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]بیستون را یاد آر، دستهایت را بسپار به کار[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]کوه را چون پَرِ کاه از سر راه بردار![/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]وَه چه نیروی شگفت انگیزیست[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]دستهایی که به هم پیوسته ست...![/bgcolor][/font]
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم

