امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هنوزهم درقلب منی
#1
اشک

اشک طرفِ دیده را گردید و رفت

اوفتاد آهسته و غلتید و رفت

بر سپهر تیره ی هستی دمی

چون ستاره روشنی بخشید و رفت

گرچه دریای وجودش جای بود

عاقبت یک قطره خون نوشید و رفت

گشت اندر چشمه ی خون ناپدید

قیمت هر قطره را سنجید و رفت

من چو از جور فلک بگریستم

بر من و بر گریه ام خندید و رفت

رنجش ما را نبود اندر میان

کس نمی داند چرا رنجید و رفت

تا دل از اندوه گردآلود گشت

دامن پاکیزه را برچید و رفت

موج و سیل و فتنه و آشوب خاست

بحر طوفانی شد و ترسید و رفت

همچو شبنم در گلستان وجود

بر گل رخساره ای تابید و رفت

مدتی در خانه ی دل کرد جای

مخزن اسرار جان را دید و رفت

رمزهای زندگانی را نوشت

دفتر و طومار خود پیچید و رفت

شد چو از پیچ و خم ره با خبر

مقصد تحقیق را پرسید و رفت

جلوه و رونق گرفت از قلب و چشم

میوه ای از هر درختی چید و رفت

عقل دوراندیش با دل هر چه گفت

گوش داد و جمله را بشنید و رفت

تلخی و شیرینی هستی چشید

از حوادث باخبر گردید و رفت

قاصد معشوق بود از کوی عشق

چهره ی عشاق را بوسید و رفت

اوفتاد اندر ترازوی قضا

کاش می گفتند چند ارزید و رفت

 

 
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
هنوزهم درقلب منی - توسط sabor - 2014-07-04، 11:20
RE: هنوزهم درقلب منی - توسط mohammad - 2014-07-04، 08:44
RE: هنوزهم درقلب منی - توسط sadaf - 2014-08-22، 08:34
RE: هنوزهم درقلب منی - توسط Arghavan - 2014-09-01، 01:02
RE: هنوزهم درقلب منی - توسط shakiba - 2014-09-01، 01:40
RE: هنوزهم درقلب منی - توسط mohammad - 2014-09-01، 09:34
RE: هنوزهم درقلب منی - توسط Arghavan - 2014-09-17، 10:55
RE: هنوزهم درقلب منی - توسط mohammad - 2014-09-17، 11:44
RE: هنوزهم درقلب منی - توسط sadaf - 2014-11-23، 01:16
RE: هنوزهم درقلب منی - توسط ali eynaksaz - 2014-11-24، 12:35

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان