امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
11 شهریور
#1
با شروع بهبودی کم کم دریافتم که برنامه الانان چه موهبتی عجیبی است. این برنامه درک این بیماری را به من بخشید، ابزاری برای تغییر زندگی ام، شهامتی برای درک و بکارگیری آنها و مکانی برای صحبت کردن درباره اسرارم و شنیدن مشارکت دیگران. دوست داشتم خانواده و دوستانم همه این چیزها را به همین خوبی داشته باشند. پس از آن قدم دوازدهم را خواندم، در مورد رساندن پیام برنامه به دیگران شروع به کارهایی برای تبلیغ کردم. دیگران را به جلسه می کشاندم و آنچه را که یاد گرفته بودم را به هرکسی که گوش میداد و حتی گوش نمی داد بیان می کردم. البته خودم را به استهزاء می کشیدم و هیچ کدام از اینها کار نمی کرد. پس بار دیگر قدم دوازدهم را خواندم. این بار متوجه بخشی در مورد تمرین کردن این اصول در تمام زندگی ام شدم. به تدریج به این درک رسیدم که اگر با این اصول زندگی کنم بعنوان نمونه و مثال حامل پیام برنامه خواهم بود.

یادآوری امروز

«این طبیعی است که دوست داشته باشیم که آنچه را که برایمان مفید و کارساز بوده به افرادی که دوستشان داریم بازگو کنیم. اما وقتی من باید همین الان آنها بازگو(مشارکت) کنم، شاید بیشتر از اینکه بخ.اهم نیرو، امید و تجربه خود را با آنها سهیم شوم، مایل به تغییر دادن آنها شوم. اگر برای رساندن پیام خیلی اصرار دارم، می توانم با نقل سرنوشت خودم در رساندن پیام نقش داشته باشم.
ما هرگز نباید اصرار داشته باشیم تا دیگران دنباله رو ما باشند و در معنویت نباید سعی در تفهیم و تعلیم دیگران داشته باشیم، چرا که شاید حتی ندانیم چه چیزی برای آنها خوب است.»
هر که مرا حرفی بیاموزد٬ مرا بنده خویش قرار داده است.
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  22 شهریور MOZHGAN 0 904 2014-09-18، 12:56
آخرین ارسال: MOZHGAN
  21 شهریور MOZHGAN 0 926 2014-09-18، 12:54
آخرین ارسال: MOZHGAN
  20 شهریور MOZHGAN 0 910 2014-09-18، 12:53
آخرین ارسال: MOZHGAN
  19 شهریور MOZHGAN 0 876 2014-09-18، 12:51
آخرین ارسال: MOZHGAN
  18 شهریور MOZHGAN 0 842 2014-09-18، 12:46
آخرین ارسال: MOZHGAN

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: