امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اسمان اتاقم
#1

امروز انگار کسی آمد

و هوای دلتنگی ات را هی در آسمان اتاقم پاشید
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
پاسخ
#2
مهربان که میشوی
نگرانم میکنی!
موعد نارنج و شکوفه
دلم می لرزه
آب و آیینه می آوری
و رد میشوی از کنار خاطره هایم
در سکوتی محو.
مهربان که میشوی بوی رفتن می آ
ید.
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#3
عمیق تر می بینم

بودنهایت را …

دلم تنگ است بیا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگم دلتنگ از لحظه های بی تو سر کردن
دلتنگ ازبودونبود ازروزایی که همیشه دردن
دلتنگ از چشمای قشنگت که هیچوقت دروغ نمی گن
دلتنگ از چشمای خیسم که باید تا ابد اشک بریزن …

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگ دیدار تو ام
ای ماه شهر آرای من
ای چشم های روشنت
آیینه ی فردای من
دلتنگ دیدار تو ام

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگ بودن در کنارت
از جام عشقت،سر کشیدن
دلتنگ آغوشت،پر از بغض
جسم پر از عشق مرا،در بر کشیدن
بود و نبودم…هستی من
زیباست حتی انتظار دیدن روی تو را،تآخر کشیدن
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#4
نمی دانم صدایت را دوست دارم یا نام کوچکم را !

روزهایی که تو را کم دارم ، “ابرها” بیشترند !

بزرگ شده ای !
دلم برای تو تنگ است …

میان جاده بدون تو خوب میفهمم ، نوشته های غم انگیز کامیون ها را

فکر کنم باران دیشب مرا شسته …
امروز “توام”

دلم چتر می خواهد و یک روز بارانی که تو چتر را بگیری و من دستانت را …

به باران دل نبند که هر چهار فصل دیوانه ات خواهد کرد اگر ببارد ، از شوق اگر نبارد ، از دلتنگی
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#5
پرنده گفت:" چه بویی چه آفتابی، آه

بهار آمده است

و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت."

پرنده از لب ایوان

پرید، مثل پیامی پرید و رفت
پاسخ
#6
دلم خوش نیست
غمگینم
کسی شاید نمیفهمد
کسی شاید نمیداند
کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی
تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی
عجب احساس زیبایی
تو هم شاید نمیدانی...
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#7
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﺸﻖ ﺁﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺮﺳﯽ
ﻭ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ !…
ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﻦ،
ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎﯾﺴﺘﺪ …
پاسخ
#8
من و این داغ در تکرار مانده
من و این عشق بیدار مانده ،
مپرس از من چرا دلتنگ هستم
دلم بین در و دیوار مانده . . .
پاسخ
#9
پرنده گفت:" چه بویی چه آفتابی، آه

بهار آمده است

و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت."

پرنده از لب ایوان

پرید، مثل پیامی پرید و رفت
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان