امتیاز موضوع:
- 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5
|
مهربانی را هدیه دهیم
|
ارسالها: 9,898
موضوعها: 673
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
اعتبار:
456
ارسالها: 9,898
موضوعها: 673
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
اعتبار:
456
[bgcolor=#ffccff]مهربانی را بیاموزیم[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]موسم نیلوفران در پشت در ماندهست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]موسم نیلوفران یعنی که باران هست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]یعنی یک نفر آبیست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]موسم نیلوفران یعنی[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]یک نفر میآید از آنسوی[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]دلتنگی
[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s
ارسالها: 9,898
موضوعها: 673
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
اعتبار:
456
[bgcolor=#99ffcc]میشود برخاست در باران[/bgcolor]
[bgcolor=#99ffcc]دست در دست نجیب[/bgcolor][bgcolor=#99ffcc] [/bgcolor][bgcolor=#99ffcc]مهربانی[/bgcolor]
[bgcolor=#99ffcc]میشود در کوچههای شهر جاری شد[/bgcolor]
[bgcolor=#99ffcc]میشود با فرصت آیینهها آمیخت[/bgcolor]
[bgcolor=#99ffcc]با نگاهی[/bgcolor]
[bgcolor=#99ffcc]با نفسهای نگاهی[/bgcolor][bgcolor=#99ffcc] [/bgcolor]
[bgcolor=#99ffcc]میشود سرشار[/bgcolor]
[bgcolor=#99ffcc]از راز بهاری شد[/bgcolor]
[bgcolor=#99ffcc]دستهای خستهای پیچیده با حسرت[/bgcolor]
[bgcolor=#99ffcc]چشمهایی مانده با دیوار رویاروی[/bgcolor]
[bgcolor=#99ffcc]چشمها[/bgcolor][bgcolor=#99ffcc] [/bgcolor][bgcolor=#99ffcc]را میشود پرسید [/bgcolor]
![[تصویر: 738922_LIMJC8ht.jpg]](http://images2.persianblog.ir/738922_LIMJC8ht.jpg)
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s
ارسالها: 9,898
موضوعها: 673
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
اعتبار:
456
[bgcolor=#FFFFE0]یک نفر تنهاست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]یک نفر با آفتاب و آسمان تنهاست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]در زمین زندگانی[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]آسمان[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0] [/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0]را میشود پاشید[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]میشود از چشمهایش[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0] ...[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]چشمها را میشود آموخت[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]میشود برخاست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]میشود از چارچوب کوچک یک میز بیرون رفت[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]میشود دل را فراهم کرد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]میشود روشنتر از اینجا و اکنون شد
[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s
ارسالها: 9,898
موضوعها: 673
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
اعتبار:
456
[bgcolor=#ffffcc]جای من خالیست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در عشق[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در لحظههای بیدریغ اولین دیدار[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در شوق تابستانی آن چشم[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن میگفت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]جای من خالیست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]من کجا گم کردهام آهنگ باران را؟[/bgcolor][bgcolor=#ffffcc]![/bgcolor]
[bgcolor=#ffffcc]من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟
[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s
ارسالها: 9,898
موضوعها: 673
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
اعتبار:
456
[bgcolor=#FFFFE0]میشود برگشت[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]میشود برگشت و در خود جستجویی کرد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]در کجا یک کودک دهساله[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]در دلواپسی گم شد؟[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]در کجا دست من و سیمان گره خوردند؟[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]میشود برگشت[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]تا دبستان راه کوتاهیست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]میشود از رد باران رفت[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]میشود با سادگی آمیخت[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]میشود کوچکتر از اینجا و اکنون شد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]میشود کیفی فراهم کرد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]دفتری را[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0] [/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0]میشود پر کرد از آیینه و خورشید[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]در کتابی میشود روییدن خود را تماشا کرد[/bgcolor]
![[تصویر: 738922_TMzfDRRh.jpg]](http://images2.persianblog.ir/738922_TMzfDRRh.jpg)
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s
ارسالها: 9,898
موضوعها: 673
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
اعتبار:
456
[bgcolor=#FFFFE0]من بهار دیگری را دوست میدارم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]جای من خالیست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]جای من در میز ِ سوم، در کنار پنجره خالیست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]جای من در درس نقاشی[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]جای من در جمع کوکبها[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]جای من در چشمهای دختر خورشید[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]جای من در لحظههای ناب[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]جای من در نمرههای بیست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]جای من در زندگی خالیست
[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s
ارسالها: 9,898
موضوعها: 673
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
اعتبار:
456
[bgcolor=#ffccff]میشود برگشت[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]اشتیاق چشمهایم را تماشا کن[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]میشود در سردی ِ سرشاخههای باغ[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]جشن رویش را بیفروزیم[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]دوستی را میشود پرسید[/bgcolor]
[bgcolor=#ffccff]چشمها را میشود آموخت
[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffe0]مهربانی کودکی تنهاست[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffe0] [/bgcolor]
[bgcolor=#ffffe0]مهربانی را بیاموزیم[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffe0]مهربانی را هدیه دهیم[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان