امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
26 آبان
#1
از كودكي هرگاه چيزي ميگفتم يا كاري انجام ميدادم كه موجب رنجش ديگران ميشد ، غالبا مورد سرزنش واقع ميشدم اينها خاطرات زشتي هستند كه من هرگز باور نمي كردم از دام آنها رهايي يابم . در قدم ششم وسيله اي براي رهايي خود از خطاهاي غير قابل كنترل كشف كردم . اين قدم به من گفت : فهرستي از تمامي كسانيكه به آنها خسارت رسانده ام تهيه كرده و در صدد جبران آنها باشم . در نهايت توانستم با عباراتي تمام خاطرات و رنجش ها را ياد داشت كنم . وقتي آنها را بصورت نوشته شده در مقابل خود مشاهده كردم تقريبا قابل كنترل به نظر ميرسيدند . و من احساس اميدواري بيشتري در باره رهايي خود از بار آنها داشتم . و در صدد جبران بر آمدم در اين روش من نيازي به كنترل اعمال ديگران نداشتم . اكنون تمامي آنچه موجب نگراني من مي باشد خسارتي است كه به ديگران وارد كرده ام . گناهي كه براي خودم خريده ام و براي جبران ان هر آنچه توانايي دارم انجام ميدهم .

ياد آوري امروز

مجرم بودن باري است كه ما را از كامل شدن و رهايي در زمان حال دور مي سازد . با پذيرفتن زمان و مكاني كه خطايي را نسبت به مردم و خودم انجام داده ام . ذهنم را به آهستگي از احساس گناه رهايي مي بخشم . الانان راه ديگري از زندگي را به من نشان ميدهد و من انرا دوست دارم زندگي هم ميتواند به صورت يك بار و كار روزانه باشد و يا بصورت مبارزه و لذت باشد . فقط براي امروز ميتوانم بجاي مخفي كردن چالشهاي زندگي آنها را آشكار كنم .
هر که مرا حرفی بیاموزد٬ مرا بنده خویش قرار داده است.
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  24 آبان MOZHGAN 0 965 2014-10-31، 11:52
آخرین ارسال: MOZHGAN
  23 آبان MOZHGAN 0 917 2014-10-31، 11:50
آخرین ارسال: MOZHGAN
  22 آبان MOZHGAN 0 914 2014-10-31، 11:48
آخرین ارسال: MOZHGAN
  21 آبان MOZHGAN 0 877 2014-10-31، 11:46
آخرین ارسال: MOZHGAN
  1 آبان mahla 0 832 2014-02-03، 09:52
آخرین ارسال: mahla

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان