اخطار‌های زیر رخ داد:
Warning [2] preg_replace(): The /e modifier is no longer supported, use preg_replace_callback instead - Line: 1044 - File: inc/plugins/mybbirckeditor.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/inc/class_error.php 157 errorHandler->error
[PHP] errorHandler->error_callback
/inc/plugins/mybbirckeditor.php 1044 preg_replace
/inc/class_plugins.php 142 mybbirckeditor_parser
/inc/class_parser.php 244 pluginSystem->run_hooks
/printthread.php 203 postParser->parse_message



انجمن بانیان بهبودی
26 فروردین - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن بانیان بهبودی (http://forum.banianbehboodi.ir)
+-- انجمن: انجمن الانان(خانواده های الکلی ها) (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=61)
+--- انجمن: نشریات و پمفلت های الانان (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=277)
+---- انجمن: کتابچه شهامت عوض شدن (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=499)
+----- انجمن: فروردین ماه (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=500)
+----- موضوع: 26 فروردین (/showthread.php?tid=4476)



26 فروردین - mehdiast - 2014-01-31

بیست و ششم فروردین
قبل از اینکه روی قدمهای 12 گانه کار کنم آنرا چندین بار خوانده بودم . اما مهم این بود "که نتیجه این قدمها داشتن یک بیداری معنوی است ".....چه وعده ای] اگر روی قدمها کار میکردم این بیداری معنوی در من پیدا میشد . این امید وجود داشت . حتی برای من . اولین بار به خاطر این موضوع به الانان نیامدم . مثل بقیه آدمها تا بدانم چطور میتوانم یک الکلی را از نوشیدن الکل باز دارم . بعد ها فهمیدم در زندگیم مسیری گم شده بود که فقط یک قدرت برتر میتوانست آنرا بمن نشان دهد . کلمات قدمهای 12 گانه شهامت خارق العاده ای که احتیاج داشتم بمن بخشید تا از ابتدا, شروع کنم . به آرامی و گاهی دردناک ،راهم را از میان قدمها پیدا کردم . وقتش که رسید چیزی جالب اتفاق افتاد . وجودم با احساس وجود خداوند و عشق او بمن پرشده بود . من آنرا کاملا احساس میکردم ،می دانستم که هرگز دوباره مثل گذشته نخواهم ماند .

یاد آوری امروز

قدمها به من نقشه مسیری برای زندگی کردن را میدهد که مرا به سمت یک بیداری معنوی و چیزی فراتر از آن راهنمایی میکند . نمیتوانم به انتهای این جاده که گاهی میتواند سفر سختی باشد . بپرم . اما میتوانم یک قدم فراتر از قدم دیگر بردارم و جهت هایی را که بمن داده شدهدنبال کنم . چون میدانم کسانی که قبل از من این راه را رفته اند خیلی بیشتر از آنچه فکر می کرده اند نصیبشان شده است . ..."اولین بار که قدمهای 12 گانه را که در یک جلسه خوانده میشد شنیدم مبهوت شدم . احساس میکردم نفس نمی کشم ....فقط با تمام وجود گوش میکردم ....در اعماق وجودم می دانستم که به پناهگاهی رسیده ام ؟"