اخطار‌های زیر رخ داد:
Warning [2] preg_replace(): The /e modifier is no longer supported, use preg_replace_callback instead - Line: 1044 - File: inc/plugins/mybbirckeditor.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/inc/class_error.php 157 errorHandler->error
[PHP] errorHandler->error_callback
/inc/plugins/mybbirckeditor.php 1044 preg_replace
/inc/class_plugins.php 142 mybbirckeditor_parser
/inc/class_parser.php 244 pluginSystem->run_hooks
/printthread.php 203 postParser->parse_message
Warning [2] preg_replace(): The /e modifier is no longer supported, use preg_replace_callback instead - Line: 1044 - File: inc/plugins/mybbirckeditor.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/inc/class_error.php 157 errorHandler->error
[PHP] errorHandler->error_callback
/inc/plugins/mybbirckeditor.php 1044 preg_replace
/inc/class_plugins.php 142 mybbirckeditor_parser
/inc/class_parser.php 244 pluginSystem->run_hooks
/printthread.php 203 postParser->parse_message



انجمن بانیان بهبودی
10- آيا تاكنون مشكلي را به خداوند سپرده‌ايد كه حل شود؟ - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن بانیان بهبودی (http://forum.banianbehboodi.ir)
+-- انجمن: انجمن سرطانی ها (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=425)
+--- انجمن: سه قدم برای شفای بیماری سرطان (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=426)
+---- انجمن: قدم سوم سرطانی ها (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=429)
+---- موضوع: 10- آيا تاكنون مشكلي را به خداوند سپرده‌ايد كه حل شود؟ (/showthread.php?tid=3492)



10- آيا تاكنون مشكلي را به خداوند سپرده‌ايد كه حل شود؟ - mehdiast - 2014-01-03

10- آيا تاكنون مشكلي را به خداوند سپرده‌ايد كه حل شود؟



RE: 10- آيا تاكنون مشكلي را به خداوند سپرده‌ايد كه حل شود؟ - شاپور الف - 2014-12-27

من تا بیاد دارم دست به دعا بودم البته دعای من بیشتر تهیه لیست و فرمایش و دستور کشتن و نابودی و بدبخت کردن این و آن بود و هیچکدام از خواسته های من احقاق نشد و من متوجه شدم که خداوند از من خوشش نمیآید و دوست ندارد به نیازها و خواسته های من جواب بدهد. خیلی از آرزوهام درهمان آرزو ماند و من دیگر دعا نمیکردم و بیشتر به ائمه و انبیا متوصل میشدم و از آنها هم هیچ خیری ندیدم و بمرور دعا و تقاضاهایم فقط دعاهایی مثل دعای فرج و عمیجیب شد و احساس کردم که بهتر است سکوت و قهر کنم و چیزی نخوام. البته چندین بار اتفاق افتاد که زندگیم از بحرانی رهایی پیدا کرد و دوباری پسرانم زیر ماشین رفتند و در بخش بیمارستان بستری شدند و بنابر خواهش همسرم که مدعی بود دعای پدر اجابت میشود دعا کردم و نتیجه گرفت و من توقع و انتارم وسعت بیمارکونه داشت...